فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٧٦
ابو محمد ( ٧ ) هجوم آورد ، كنيزى كه به ابو محمد ( ٧ ) اهدا كرده بودم به فرار از جعفر نزد من آمد - [ و بعدها ] جعفر او را به همسرى خود در آورد - . آن كنيز برايم گفت كه زمان به دنيا آمدن امام ( ٧ ) حضور داشته و مادر ايشان صقيل نام داشته است . ابو محمد ( ٧ ) به صقيل خبر دادند كه چه بر سر خانوادهشان خواهد آمد ، لذا او از ايشان خواست از خدا بخواهند مرگش را پيش از آن قرار دهد ، و در حيات ابو محمد ( ٧ ) از دنيا رفت . بر روى قبر او هم لوحى است كه بر آن نوشته : اين قبر مادر محمد است . »
جعفر كذاب و ادعاى امامت
كمال الدين ١ / ٣١٩ از ابو خالد كابلى در ضمن حديثى از امام سجاد ( ٧ ) روايت ميكند : « پدرم از پدرش ( ٨ ) از رسولخدا ( ٦ ) روايت كرد : هنگامى كه پسرم جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ( : ) به دنيا آمد نام او را صادق بگذاريد ، زيرا كه پنجمين كس از نسل او جعفر نام دارد و ادعاى امامت ميكند و اين بابت جرأت داشتن بر خداوند و دروغ بستن بر اوست ، او نزد خدا جعفر كذاب است كه بر خداى عزوجل افترا ميبندد . . . »
جعفر عموى امام زمان ( ٧ ) است . وى مردى فاسق و بيحيا بوده و ميگسارى نيز ميكرده است ، او طنبور مينواخته ، قمار ميكرده و نديم خليفه بوده است !
در روايت كمال الدين ٢ / ٤٧٥ آمده كه خليفه نديم خود جعفر كذاب را پيش مياندازد تا بر پيكر امامعسكري ( ٧ ) نماز بخواند ! : « جعفر بن على جلو رفت تا بر برادر نماز گزارد . چون خواست تكبير گويد ، كودكى گندمگون با موهايى مجعد و دندانهايى فاصلهدار بيرون آمد ، رداى جعفر را كشيد و فرمود : عمو ! برو عقب كه من به نماز بر پدرم شايستهترم ، او هم كه رنگ چهرهاش كبود و زرد شده بود عقب رفت ، و آن كودك نماز خواند .
سپس نزد جعفر بن على رفتم ، او نفسهاى بلندى ميكشيد . حاجز وشاء به دو گفت : آقاى من ! آن كودك كه بود تا محاكمهاش كنيم ؟ او گفت : به خدا قسم نه او را ديدهام و نه ميشناسم .
ما نشسته بوديم كه چند نفر از قم آمدند ، سراغ امام حسن عسكري ( ٧ ) را گرفتند و از خبر