فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٥٨
برخى شرفيابان
كافى ١ / ٥١٩ از على بن الحسين يمانى كه به سامرا آمد و شرفياب ديدار امام ( ٧ ) شد . ( ١ ) ( ١ ) . و نيز كمال الدين ٢ / ٤٩١ ، الهداية الكبرى / ٧٢ ، ارشاد / ٣٥٢ ، تقريب المعارف / ١٩٣ ، كشف الغمة ٣ / ٢٤٢ و بحار الانوار ٥١ / ٣٢٩ و ٣٣٠
همان ١ / ٣٣١ از ابوعبد الله بن صالح نقل ميكند كه در كنار حجر الاسود امام ( ٧ ) را ديد و مردم يكديگر را ميكشند [ تا به حجر برسند ] ، و حضرت فرمودند : به اين كار امر نشدهاند . ( ٢ ) ( ٢ ) . ارشاد / ٣٥٠ ، المستجاد / ٥٣٠ ، كشف الغمة ٣ / ٢٤٠ ، الصراط المستقيم ٢ / ٢٤٠ ، تبصرة الولى / ٦١ و بحار ٥٢ / ٦٠
كمال الدين ٢ / ٤٩٣ از ابو القاسم بن ابى حليس كه در سامرا معجزهاى از امام ( ٧ ) ديد . ( ٣ ) ( ٣ ) . عيون المعجزات / ١٤٤ ، الخرائج و الجرائح ٣ / ١١٣١ ، اثبات الهداة ٣ / ٦٧٤ و ٦٩٩ و بحار ٥١ / ٣٣١
تنبيه الخواطر ٢ / ٣٠٣ جريان مشاهدهى امام ( ٧ ) توسّط عمر بن حمزه را مينگارد .
ماجراى جعفر بن محمد بن قولويه ( رحمه الله )
الخرائج و الجرائح ١ / ٤٧٥ از ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه ( ٤ ) ( ٤ ) . مؤلف كتاب گرانسنگ و نفيس كامل الزيارات
روايت ميكند : « در سال [ سيصد و ] سى و نه براى انجام حج آمدم و به بغداد رسيدم . آن سال سالى بود كه قرامطه حجر الاسود را به كعبه بازگردانيده بودند . مهمترين خواستهام آن بود كه ببينم چه كسى آن را نصب ميكند ، زيرا در كتب ماجراى بردن آن و نيز اينكه حجت زمان آن را در جايش قرار ميدهد آمده بود ، همانگونه كه در زمان حجاج امام زينالعابدين ( ٧ ) آن را در جايش گذارد و ثابت ماند . ولى به بيمارى سختى مبتلا شدم و بر جانم ترسيدم ، و ديگر خود توان دستيابى به اين مقصود را نداشتم . از اين رو شخصى كه به ابن هشام شهرت داشت را نائب خود گردانيده و نامهاى ممهور به دو سپردم . در آن از عمرم پرسيده بودم و اينكه آيا در اين بيمارى خواهم مرد يا نه .
به ابن هشام گفتم : اين نامه را به كسى بده كه حجر را در مكان آن قرار ميدهد و پاسخ را دريافت كن كه تو را براى همين امر خواستم .
ابن هشام گويد : به مكه كه رسيدم و زمان نصب حجر فرا رسيد ، به پرده داران كعبه