فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٥٧
بر محمد و آل محمد درود ميفرستاد ، گفتم : چه خبر ؟ گفت : آن لباس را زير پاهاى مولايمان مشاهده كردم و بر آن نماز ميخواندند ، پس شكر خدا را به جاى آورديم .
بعد از آن روز هم براى مدت چند روز [ كه در سامرا حضور داشتيم ] به خانهى مولايمان رفت و آمد ميكرديم ولى آن پسر را ديگر نديديم . » ( ١ ) ( ١ ) . دلائل الامامة / ٢٧٤ ، احتجاج ٢ / ٤٦١ ، الثاقب فى المناقب / ٢٥٤ ، الخرائج و الجرائح ١ / ٤٨١ ، تأويل الآيات
١ / ٢٩٩ و ارشاد القلوب ١ / ٤٢١
تشرّف زهري
غيبت شيخ طوسى / ١٦٤ از محمد بن يعقوب به طور مرفوع از زهرى روايت ميكند : « به دنبال صاحب الزمان جستجوى بسيارى كردم و در اين راه مال قابل توجّهى را نيز از دست دادم ، از اين رو نزد جناب عَمرى آمدم و خادم و ملازم او شدم . پس از مدتى از او دربارهى حضرت سؤال كردم ، او گفت : راهى براى دسترسى به ايشان نيست . اصرار و التماس مرا كه ديد گفت : صبح بيا .
من هم صبح آمدم و او به همراه جوانى كه از زيباترين و خوشبوترين مردم و به هيئت تاجران بود ، و بسان آنان چيزى در آستين داشت ، به استقبال من آمد . چون او را ديدم نزديك عمرى آمدم ، او به من اشاره كرد و سراغ او رفتم ، و به هر سؤالى كه داشتم پاسخ فرمود . سپس خواست تا وارد خانه شود ، خانهاى بود كه كسى بدان اعتنا نميكرد ، عمرى گفت : اگر ميخواهى سؤالى [ ديگر ] بپرسى بپرس كه بعد از اين ديگر ايشان را نخواهى ديد ،
من هم رفتم تا بپرسم ولى او نشنيد و داخل شد ، و تنها اين جمله را به من فرمود : ملعون است ، ملعون است كسى كه نماز شام را تا آن زمان تأخير اندازد كه ستارگان در هم آميزند وفراوان شوند ، ( ٢ ) ( ٢ ) . ممكن است مقصود از نماز شام در اينجا نماز مغرب باشد و اين عبارت ردّى بر فرقهى خطابيه باشد كه معتقد بودند نماز مغرب را پيش از وقوع اين حالت نميتوان خواند ، ر . ك به بحار الانوار ٨٠ / ٦٠ . م
ملعون است ، ملعون است كسى كه نماز صبح را تأخيز اندازد تا آنكه ستارگان بروند ، و وارد خانه شد . »