فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٤٨
سرم را بيرون آوردم تا به آن مردى كه نشسته بود بشارت دهم كه به من گفته شد : فرياد نزن ، صورتم را كه برگرداندم ديگر آن پسر روى دستم نبود ، آن زنى كه نشسته بود گفت : فرياد نزن .
آن خادم دستم را گرفت و سرم را با ردا پوشانيد و به خانهام بازگرداند و كيسهاى به من داده گفت : آنچه را كه ديدى با احدى نگو . من وارد خانه شدم و به بستر بازگشتم ، دخترم خواب بود ، او را بيدار كردم و پرسيدم كه آيا از رفت و برگشت من خبر دارد ؟ گفت : نه ، كيسه را گشودم و ده دينار در آن بود .
من اين مطلب را جز در اين زمان و به جهت بيم بر تو ، بابت سخنى كه از سر استهزا گفتى با كس ديگرى نگفتهام ، اين قوم نزد خداى عزوجل شأن و منزلتى دارند ، و هر آنچه ادعا ميكنند حق است .
من از سخنان پيرزن شگفت زده شدم و آن را نيز به سخره گرفتم ، در مورد زمان اين رخداد از او نپرسيدم ولى همين مقدار ميدانم كه در سال دويست و پنجاه و اندى از آنجا رفتم ، و به سال دويست و هشتاد و يك يعنى همان زمانى كه اين پيرزن اين خبر را برايم نقل كرد به سامرا بازگشتم ، و اين در دوران وزارت عبد الله بن سليمان بود .
حنظله گويد : من ، ابو الفرج مظفّر بن احمد را نيز دعوت كردم و او هم با من اين جريان
را شنيد . »
اين گزارش از رعب و اختناق به وجود آمده توسّط دستگاه حاكم ، و نيز تجسّس و حساسيت آنان نسبت به اين واقعه حكايت دارد . علاوه بر آنكه ميرساند زيارت امامحسين ( ٧ ) يك جريان مردمى بوده كه دو بار در سال يعنى شعبان و عرفه به اوج خود ميرسيده است ، و نيز آنكه زائران آن حضرت از سامرا فراوان بودهاند ، و اين على رغم منع و تهديد متوكل و ديگران بوده است .
همانسان كه ميرساند امام حسن عسكري ( ٧ ) بر آن بودهاند تا زنان مورد اعتماد و اهل كتمانى چون اين پيرزن را از ولادت امام مهدي ( ٧ ) آگاه سازند .
و بيان ميكند كه مزدوران دولت - كسانى مانند ابن بلال در اين جريان - از نواصب بودهاند ،
و او پس از سالها براى نزديك شدن به شخصى شيعى اين جريان را برايش نقل كرده است .