فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٣٥
داد : اى پسر رسولخدا ! چگونه امرى را براى شما وصف كنم كه خود به آن داناتريد ؟ حضرت فرمودند : ميخواهم تو را گرامى دارم ، حال كداميك نزد تو محبوبتر است ، ده هزار درهم و يا بشارتى براى تو كه شرف ابدى در آن است ؟ عرضه داشت : بلكه بشارت ، فرمودند : پس به فرزندى كه بر دنيا شرق تا به غرب حكم خواهد راند و زمين را از عدل و داد خواهد آكند ، آنسان كه از ستم و ظلم پر شده ، شادمان باش .
او پرسيد : از چه كسي ؟ فرمودند : از كسى كه رسولخدا ( ٦ ) در فلان شب ، از فلان ماه ، از فلان سال در روم ، از تو براى او خواستگارى كردند . گفت : از مسيح و وصى او خواستگارى كردند ؟ حضرت فرمودند : مسيح و وصى او تو را به ازدواج كه در آوردند ؟ گفت : پسر شما ابو محمد ، فرمودند : آيا او را ميشناسي ؟ عرضه داشت : از آن شبى كه بر دست بانوى بانوان مادرش اسلام آوردم ، مگر شد شبى با او ديدار نكنم ؟
حضرت فرمودند : اى كافور ! خواهرم حكيمه را فرا بخوان ، چون حكيمه وارد شد به دو فرمودند : اين همان است ، حكيمه هم مدتى طولانى او را در آغوش گرفت و از ديدار او بسيار شادمان شد ، امام ( ٧ ) به او فرمودند : اى دختر رسولخدا ! او را به خانهات ببر و فرائض و سنن را بياموزان ، زيرا همسر ابو محمد و مادر قائم ( ٧ ) است . »
همان ٢ / ٤٢٦ از محمد بن عبد الله طهوى روايت ميكند : « پس از شهادت امام حسن عسكري ( ٧ ) به نزد حكيمه دختر امام جواد ( ٧ ) رفتم تا از او دربارهى حجّت و حيرتى كه مردم بدان دچار شدهاند پرسش كنم ، ايشان به من گفتند : بنشين ، من هم نشستم ، آنگاه فرمود : اى محمد ! خداوند تبارك و تعالى زمين را از حجّتى گويا و يا ساكت خالى نخواهد گذارد ، و پس از حسن و حسين - و بابت تفضيل آن دو و بيان اين نكته كه نظيرى در زمين براى اين دو وجود ندارند - آن را در دو برادر ديگر قرار نداد ، جز آنكه خداوند فرزندان حسين ( ٧ ) را بر فرزندان حسن ( ٧ ) برترى داده است ، همانگونه كه فرزندان هارون را بر نسل موسى برترى داد ، اگرچه موسى حجت بر هارون ( ٨ ) بود ، پس تا روز قيامت برترى از آنِ فرزندان او [ امامحسين ( ٧ ) ] است .
و اين امت ناگزير از حيرتى است كه اهل باطل در آن به ترديد افتند و پيروان حق باقى