فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٢٩
آن را از عدل و داد خواهد آكند . از ايشان نام او را پرسيدم ، فرمودند : او همنام و كنيهى رسولخدا ( ٦ ) است ، ولى بر هيچ كس جايز نيست او را نام برد و يا كنيهى او را بگويد تا آنكه خداوند دولت و حكومت او را آشكار نمايد ، پس - اى ابراهيم ! - آنچه را كه امروز از ما ديدى و شنيدى جز از شايستهى [ آگاهى از ] آن كتمان نما .
من بر آن دو و پدرانشان درود فرستادم و با استعانت از فضل خدا بيرون آمدم ، و به آنچه از صاحب شنيده بودم اطمينان داشتم . [ عمويم ] على بن فارس به من بشارت داد كه معتمد برادرش ابو احمد را با فرمان قتل عمرو ارسال نموده است ، ابو احمد نيز همان روز وى را گرفت و تكه تكه كرد ، و الحمد لله رب العالمين . »
روايات گواهى حكيمه دختر امام جواد ( ٧ ) كه عهدهدار قابلگى بود
علامهى محدّث سيد هاشم بحراني ( رحمه الله ) كتابى در موضوع كسانى كه به ديدار امام ( ٧ ) نائل شدهاند نگاشته و تا هفتاد و شش نفر را بر شمرده است ، كه نخستين آنان عمهى پدر امام عصر ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ، بانو حكيمه دختر امام جواد ( ٨ ) است . ( ١ ) ( ١ ) . الذريعة ٣ / ٣٢٦
در منابع ما با چند سند و طريق كه برخى هم صحيح است ، گواهى حكيمه به ولادت آن حضرت آمده است . البته بين نقلهاى آن تفاوت مختصرى از حيث اجمال و تفصيل يافت ميشود ، كه قسمتى از آن در اثر جو و فضاى خطرناك موجود و محيط به امامعسكري ( ٧ ) ،
و مخصوصاً نزديكانى چون مادر و عمه بوده است .
از برخى روايات ظاهر ميشود كه حكيمه در برههاى به مدينه رفته است ، و اين بدان معناست كه وى مجبور بوده سامرا را ترك گويد ، و بعدها به جهت رخداد اختلاف و درگيرى ميان فرماندهان ترك بر سر عزل و نصب خليفه و بهبودى شرايط ، بدان بازگشته و در آن از دنيا ميرود و در كنار قبر امامين عسكريين ( ٨ ) دفن ميشود .
در اينجا برخى روايات گواهى حكيمه را نقل و به برخى ديگر هم اشاره ميكنيم :
كمال الدين ٢ / ٤١٧ از محمد بن بحر شيبانى نقل ميكند : « در سال دويست و هشتاد و شش