فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٨٨٢
چنين شد و شاه فرمان صله داد . او هم گرفت و نزد مرد آمد ، در مقابل او قرار داد و گفت : هر آنچه به دست آوردم را آوردهام ، سهم مرا بده ، مرد عالم گفت : زمان نخست زمان گرگ بود و تو از گرگان بودي ، زمان دوم زمان گوسفند بود كه ميخواهد [ انجام دهد ] ولى انجام نميدهد ، تو همچنين بودى ميخواستى ولى وفا نكردي ، و هم اينك زمان ميزان است و تو وفادار بودي ، پس مالت را بگير كه من هيچ نيازى بدان ندارم و آن را به دو باز گرداند . »
علامهى مجلسي ( رحمه الله ) در بحار الانوار ١٤ / ٤٩٧ مينگارند : « تو دوستان و برادرانى داري : شايد مقصود از بيان اين حكايت ، توضيح آن باشد كه اين زمان زمان وفاى به عهد نيست ، و اگر زمان ظهور را به تو بگويم ، تو آن را به آنها ميگويى و خبر ميان مردم منتشر ميشود و منجر به فساد خواهد شد ، پيمان بر كتمان نيز سودى نبخشد . »
نگارنده : مقصود آن است كه امام باقر ( ٧ ) زمان ظهور حضرت مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) را ميدانند ، ولى بيم انتشار خبر آن را دارند ، همانسان كه علامهى مجلسي ( رحمه الله ) فرموده است ، لذا امامان ( : ) از وقت ظهور آگاهند . مؤيد اين مطلب هم آن است كه ايشان خبر دادهاند در فلان سال رخ ميدهد ، ولى به جهت انتشار اين خبر ، تأخير افتاده است .
در اين مجال بحث ديگرى واقع ميشود : آيا در علم خدا وقت ظهور مشخص است و تغيير نميكند ، و يا آنكه به تبع حال مردم يا دعاى آنان تغيير مييابد ؟ و آيا دعاى ما در سرعت بخشيدن به ظهور تأثيرى دارد يا تنها فايدهى اين دعا به خود ما بر ميگردد همانسان كه در توقيع آمده و پيشتر گذشت : « و براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد ، كه آن فرج شماست . »
بحثى ديگر در اينجا مطرح ميشود : وقت گزارى به چه معناست ؟ تأخير آن به جهت كردار مردم يعنى چه ؟ مشيت و قضا و قدر الهى چيست ؟ و اظهار امرى كه بعدها در آن بداء واقع خواهد شد ، چه حكمتى دارد ؟
ديگر آنكه نهى امامان معصوم ( : ) از خروج بر حاكم ظالم به چه معناست ؟ و اينكه آيا قيام و خروج نيازمند رهبرى يا اذن معصومين ( : ) است ، همچنانكه اكثر فقهاء بر آنند ، يا آنكه اختصاص به آن زمان دارد ، و كسى كه قدرت دارد بايد قيام كند ؟
اينها مباحثى مفيد است ، لكن در اين كتاب مجال آن نيست .