فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٨٦٩
دنيا رود ، چراغى جلوه كند سپس پنهان شود ، پس واى بر آنكه دچار ترديد شود ، و خوشا به حال غريبى كه با دين خود بگريزد . پس از آن رخدادهايى خواهد بود كه موهاى سر را سفيد كند و [ كوههاي ] كر و سخت را به لرزه در آورد . »
همان / ١٨٥ از امية بن على قيسي : « به امام جواد ( ٧ ) گفتم : جانشين شما كيست ؟ فرمودند : پسرم علي ، و دو پسر او [ پسر و نوهى او ] ، آنگاه مدتى سر به زير انداخت ، بعد سر بر آورد و فرمود : حيرتى خواهد بود ، عرض كردم : آن هنگام به كجا بايد رفت ؟ ايشان ساكت شدند ، بعد فرمودند : جايى نيست - و سه بار اين را فرمودند - ، من دوباره سؤالم را تكرار كردم ، ايشان فرمودند : به مدينه ، گفتم : كدام شهر ؟ فرمودند : همين مدينه ، آيا مدينهاى جز اين هست ؟ »
اثبات الوصية / ١٩٣ از محمد بن عثمان كوفي : « به امام محمد تقي ( ٧ ) گفتم : اگر رخدادى برايتان پيش آيد - و از اين به خدا پناه ميبرم - ، به كه رجوع كنيم ؟ فرمودند : به پسرم همين - يعنى ابو الحسن امام هادي ( ٧ ) - .
در ادامه فرمودند : فترهاي ( ١ ) ( ١ ) . دورانى كه امامى ظاهر نباشد ، ر . ك به مرآة العقول ٤ / ٥٤ . م
خواهد بود ، عرض كردم : به كجا روم ؟ فرمودند : به مدينه ، گفتم : كدام ؟ فرمود : اينجا مدينة الرسول ( ٦ ) ، آيا مدينهاى جز اين هست ؟ »
امام هادي ( ٧ ) : چگونه شما به جانشينِ پس از جانشين دست يابيد ؟ !
كمال الدين ٢ / ٣٨٢ از على بن عبد الغفار نقل ميكند : « چون امام جواد ( ٧ ) از دنيا رفتند ، شيعيان به امام هادي ( ٧ ) نامه نوشتند و دربارهى امر امامت پرسيدند ، ايشان در پاسخ نگاشتند : تا زمانى كه من زندهام اين امر به من تعلّق دارد ، پس چون مقدّرات خداى عزيز و جليل در رابطه با من فرود آيد ، خداوند جانشينِ از [ نسل ] من را برايتان ميآورد ، ولى چگونه شما به جانشينِ پس از جانشين دست يابيد ؟ ! »
الامامة و التبصرة / ٩٣ از على بن مهزيار نقل ميكند : « به امام هادي ( ٧ ) نامه نوشتم و دربارهى فرج سؤال كردم ، پاسخ آمد : هنگامى كه صاحبتان از سلطهى ظالمين غائب شد ، منتظر فرج باشيد . » ( ٢ ) ( ٢ ) . اثبات الوصية / ٢٢٨ ، كمال الدين ٢ / ٣٨٠ و الخرائج و الجرائح ٣ / ١١٧٢