فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٨٥٢
قرآن پيكار ميكند ، آنگونه كه من براى تنزيل آن جنگيدم ، او همنام و شبيهترين مردم به
من است .
اى عمار ! پس از من فتنهاى به وقوع خواهد پيوست ، آن هنگام از على و حزب او
پيروى كن . »
كمال الدين ١ / ٢٨٧ از ابن عباس : « رسولخدا ( ٦ ) فرمودند : همانا على بن ابى طالب امام امت من و خليفهى پس از من بر آنان است ، و قائم منتظَر كه خدا به دو زمين را از عدل و داد آكنده ميسازد همانگونه كه از ستم و بيداد مملو شده است ، از فرزندان اوست . سوگند به آنكه مرا به حق به بشارت فرستاد كسانى كه در دوران غيبت او بر اعتقاد به او استوار مانند ، از كبريت احمر ( ١ ) ( ١ ) . براى كبريت احمر معانى مختلفى ذكر شده است : ياقوت سرخ ، طلاى سرخ و اكسيرى كه اصحاب كيميا به
دنبال آنند . م
كميابترند .
در اين هنگام جابر بن عبد الله انصارى برخاست و عرضه داشت : اى فرستادهى خدا ! آيا قائم از فرزندان شما غيبتى خواهد داشت ؟ فرمودند : قسم به پروردگارم آري ، وَلِيُمَحِّصَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ ، ( ٢ ) ( ٢ ) . سورهى آل عمران / ١٤١
و تا خدا كسانى را كه ايمان آوردهاند خالص گرداند و كافران را
نابود سازد .
اى جابر ! اين امرى از امر خدا و سرّى از سرّ اوست كه از بندگان او پوشيده شده ، پس مبادا در آن ترديد كني ، چرا كه شك در امر خداى عزوجل كفر است . »
اميرالمؤمنين ( ٧ ) و سخن دربارهى ستارهى غائب
در فصل فتنههاى متصل به ظهور روايت اصبغ بن نباته گذشت : « حضور حضرت امير ( ٧ ) رسيدم و ايشان را ديدم كه متفكرانه با چوبى بر زمين مى زند ، عرضه داشتم : يا اميرالمؤمنين ! چه شده كه شما را چنين مى بينم ، با حالت تفكر بر زمين ميزنيد ؟ آيا به خلافت رغبت داريد ؟ فرمودند : نه ، به خدا سوگند كه هيچ روزى نه در خلافت و نه در دنيا رغبت نداشتم ، ولى در مولودى انديشيدم كه از نسل من و يازدهمين فرزندم خواهد بود . او همان مهدى