فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٩٤
كشتار اهلبيت من در زوراء در حالى كه تشنهاند ، دشمني ، و نفاق پادشاهان و سلطان عجم .
چون تركان بر شما به حكومت رسند به اطراف بلاد و سواحل درياها برويد و بگريزيد ، در سال دويست و پنجاه و پنج سه فتنه در سرزمينها رخ خواهد نمود ؛ فتنهاى در مصر ، واى بر مصر ، دومى در كوفه و سومى در بصره . نابودى بصره به دست مردى است كه والى آن است و هيچ اصل و فرعى ندارد . پس مردم دو گروه ميشوند : فرقهاى با او و ديگرى در مقابل او . او چند سال بر آنان حكومت ميكند . پس از خود شخصى خشن و سخت را خليفه قرار ميدهد كه در آسمان قتّال [ بسيار كشنده ] و در زمين جبار ناميده ميشود ، خونها ميريزد و آن را با آب مخلوط ميكند ولى نميتواند آن را بنوشد . اعراب بر او هجوم ميآورند ، در پى آن او به قتل ميرسد و جور و فجور ميان مردم ميگسترد . پرچمهايى پى در پى نزد شما ميآيند . آنها بسان رشتهاى هستند كه جدا شده بودند ولى به يكديگر پيوستهاند .
چون خليفهتان به قتل رسد منتظر خروج آل ابى سفيان باشيد . حكومت او با نابودى مصر است ، و آن هنگام است كه برخى نواحى بصره به زمين فرو ميرود . دو جاى ديگر آن نيز به زمين فرو ميرود : بازار و مسجد . پس از آن سيلى خواهد آمد . هر كس از شمشير نجات يافته از آب رهايى نمييابد ، مگر آنان كه در اطراف آن سكونت داشته درون آن را رها كردهاند .
سه بار در مصر زمين فرو خواهد رفت ، شش زلزله خواهد بود ، و از آسمان [ چيزهايي ] پرتاب خواهد شد . بعد از آن هم نوبت كوفه ميرسد . سفيانى در شام است . چون لشكرش به كوفه برسد ، انتظار بهترينِ آل محمد ( ٦ ) را در كنار كعبه داشته باش . آنگاه است كه زندگان آرزو ميكنند كاش مردگانشان زنده بودند . او زمين را پر از عدل ميسازد ، همان گونه كه از ستم پر شده است . »
اين گزارش از شخصى مجهول است ، به علاوه آنكه معلوم است كه از روايات ما شيعيان آن را برگرفته و بريدهاند و بدان افزودهاند .
اصل صحيح آن ، فرمايش اميرالمؤمنين ( ٧ ) دربارهى هجوم تركان مغول بر بلاد مسلمين است ، در نهجالبلاغة خطبهى ١٢٨ ميفرمايد : « گويا قومى را ميبينم كه صورتهايشان بسان سپرهايى است كه آهنگر بر آن ضربه ميزند . آنان ابريشم و ديباج ميپوشند ، اسبان نجيب