فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٨٢
بعدها كعب الاحبار بهتر ديد زن امپراطورى را به جاى طبارهى امپراطور قرار دهد ، و به اين باور رسيد كه نبرد در عهد آن زن رخ ميدهد ! الفتن ٢ / ٥٠٠ از كعب ميآورد : « زنى به حكومت روم ميرسد ، او ميگويد : هزار كشتى از بهترين الواحى كه در زمين يافت ميشود براى من بسازيد ، آنگاه به مصاف اينان كه مردان ما را كشتند و زنان و فرزندانمان را به اسارت گرفتند برويد . چون از ساخت آنها فارغ شوند گويد : سوار شويد ، چه خدا بخواهد و چه نخواهد ! پس خدا بادى ميفرستد و آنها را - به خاطر اينكه گفت : چه نخواهد - در هم ميشكند .
دوباره هزار كشتى ميسازند ، او هم دوباره همان سخن را تكرار ميكند ، خدا هم بادى ميفرستد و آنها را در هم ميشكند !
براى بار سوم ميسازند ، ولى اين بار ميگويد : سوار شويد ، اگر خدا بخواهد . آنگاه ميروند و به عكا ميرسند . »
دو تن از شاگردان كعب يعنى ابو الزاهريه و ضمره نيز سخن او را تأييد كرده گفتند : « روميان از روم تا ارمنستان براى نبرد با شما لشكر جمع ميكنند . آنان با ده هزار كشتى در ساحل شما فرود ميآيند و در ساحل فلسطين ساكن ميشوند . مركز قدرتشان در عكا فرود ميآيد . اهل شام عقب نشينى ميكنند . از يمنيان كمك ميخواهند و آنان با چهل هزار نفر به ياريشان به عكا ميآيند و خداوند فتح را نصيبشان ميكند . » ( ١ ) ( ١ ) . الفتن ٢ / ٤٨٧
بزرگ راوى اسلام - در پندار اهلسنت - ابو هريره نيز به اين دو تن ملحق شده به تأييد كعب ميپردازد ، الفتن ٢ / ٤٨٧ : « روم را فتح ميكنيد و پسران مهاجرين شمشيرهايشان را در آن ميآويزند . كسى كه از قسطنطنيه باز ميگردد ، متوجه ميشود كه عجله كرده است . »
رفيق او عبد الله بن عمرو عاص نيز به صف مؤيدان ميپيوندد ، مجمع الزوائد ٧ / ٣١٩ از او نقل و توثيق ( ! ) ميكند : « مردى كه يكى از والدين او شيطان است حكومت روم را به دست خواهد گرفت و با يك ميليون نفر - پانصد هزار نفر در خشكى و پانصد هزار تن در دريا - ميآيد تا به زمينى به نام عمق برسد . آنگاه به يارانش گويد : من با كشتيهاى شما كارى دارم ، و چون پايين آيند فرمان ميدهد همهى كشتيها را بسوزانند . سپس ميگويد : شما نه راهى به