فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٨٠
آنكه لشكريان روم در اعماق يا دابق ( ١ ) ( ١ ) . دو منطقه در شام و در نزديكى حلب
فرود آيند . در پى آن لشكرى از مدينه كه در آن روزگار از بهترينهاى اهل زمين هستند ، به مصاف آنان ميروند . پس چون صف ميكشند ، روميان گويند : ما را با كسانى كه برخى از ما را اسير كردند ، رها بگذاريد تا با آنها بجنگيم . مسلمانان در پاسخ ميگويند : نه ، به خدا سوگند شما را با برادرانمان رها نخواهيم كرد . پس ميان آنان جنگى در ميگيرد و يك سوم مسلمانان پا به فرار ميگذارند كه خداوند تا ابد توبهى آنها را نخواهد پذيرفت . يك سوم هم كشته ميشوند كه برترين شهيدان نزد خدايند ، و يك سوم آخر فاتحاند و تا ابد فتنه و اختلافى در ميان آنها در نخواهد گرفت . آنان قسطنطنيه را فتح ميكنند و زمانى كه مشغول تقسيم غنائم هستند و شمشيرهايشان را بر درختان زيتون آويختهاند ، شيطان در ميان آنها فرياد ميكند كه مسيح [ دجال ] به سراغ خانوادههايتان رفته است . [ به دنبال اين فرياد ] آنها از آن سرزمين خارج ميشوند و حال آن كه اين خبر دروغ است . وقتى به شام ميرسند در حالى كه خود را آماده جنگ ميكنند و مشغول صف آرايى هستند ، او خروج ميكند . يكباره نماز به پا ميشود و عيسى بن مريم ( ٧ ) فرود آمده ، امامت نماز را بر عهده ميگيرد .
زمانى كه دشمن خدا او را ميبيند ، همچنانكه نمك در آب ذوب ميشود ، ذوب ميگردد . اگر رهايش كند ، آن قدر ذوب ميشود كه هلاك گردد ، و ليكن خدا او را به دست عيسى به قتل خواهد رساند و خونش را بر دشنهى وى به مردم نشان خواهد داد . » ( ٢ ) ( ٢ ) . ابن حبان در صحيح ٨ / ٢٨٦ ، حاكم در المستدرك ٤ / ٤٨٢ و ٤٧٦ - وى مينويسد : روايت صحيح آن است كه فتح آن همزمان با قيامت است ! - و بغوى در مصابيح السنة ٣ / ٤٨٠
اتفاق بر آن است كه مسيح ( ٧ ) پشت سر امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) نماز ميگزارد .
ميبينيم كه كعب چسان بر آنان تأثير گذاشته است ، و بدين وسيله خوش خدمتى خود را به روم اعلام ميكند !
گمان كردند نبرد با روم ، پايان بخش امت اسلام است
كعب الاحبار بر اين باور است كه فتح قدس ، پايان بخش امت و ويرانگر پايتخت آن مدينهى