فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٧
و دهها بلكه صدها روايت ديگر كه على رغم وجود تناقضات ، منابع سنيان مالامال
از آن است .
در كمال الدين / ٥٢٨ نيز از عبداللهبنعمر نقل ميكند : « اكثر اتباع دجال يهود ، زنان و اعراب هستند . »
قهرمانان سهگانه در تحريف دجال
بارزترين شخصيتهايى كه براى روايات پيرامون دجال زمينه سازى كردند و آنها را در ميان مسلمانان ترويج دادند ، عمر بن خطاب ، تميم دارى و كعبالاحبار هستند كه بر دجال و امور خارق العادهى وى اتفاق نظر دارند ، اگر چه در تعيين شخص او با يكديگر اختلاف دارند .
نظر عمر آن است كه دجال عبدالله بن صياد است كه در عهد وى متولد شده و ظاهراً يهودى و مادرش از خزرج و از بستگان سعد بن عباده بوده است ، اين در حالى است كه تميم دارى او را شخصى بلند قامت ، عريض و درشت هيكل ميداند و معتقد است كه وى در جزيرهاى در بحر متوسط در غل و زنجير است ، كعبالاحبار هم بر اين باور است كه دجال شيطانى است كه در جزيرهاى از جزائر يمن در بند ميباشد .
اهلسنت هر سه را تصديق كرده بر آنند تا بين دجالهاى متناقض آنان جمع كنند و از آنان يكى بسازند ! و ليكن بالاترين تأثير را عمر داشته است ، چرا كه وى علاوه بر گسترانيدن اعتقاد
به دجال ، به تميم و كعب ميدانى داد تا در حدّ توان اسرائيلياتشان را منتشر كنند و يكى از آنها هم عقيدهشان دربارهى دجال است .
عالمان سنى در ميان دجال عمر ، دجال تميم و دجال كعب دچار حيرت و سرگردانى شدهاند ، زيرا رواياتشان در عين اينكه همه صحيح است ( ! ) در كليات و جزئيات دچار تناقض است .
تحير ديگر آنان در احاديث كعبالاحبار و جماعت اوست ، كه خروج دجال را به فتح قسطنطنيه ، مهدى و قيامت مرتبط ميدانند و تفاصيل و تناقضات بسيارى دارد .
بزرگان اهلسنت اصل روايات دجال را مورد هيچ گونه نقدى قرار ندادهاند ، زيرا تمام آنها نزد آنان صحيح است ( ! ) به عنوان نمونه ابن حجر كه از بزرگان ايشان است ، حتى دجال كعب را كه در