فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٥
دجال او را ميكشد و زنده ميگرداند ، خضر است . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز الفتن ٢ / ٥٤٦ ، مسند احمد ٣ / ٣٦ و صحيح بخارى ٩ / ٧٦
صحيح مسلم ٨ / ٢٠ آن را با تفاوتى اندك نسبت به عبدالرزاق آورده و در قسمتى از آن چنين آمده است : « پس به فرمان دجال او را با ارّه از فرق سر تا پا دو نيم ميكنند . او بين دو نيمهى آن بدن راه ميرود و ميگويد : بايست ، و او بر ميخيزد . آنگاه ميگويد : آيا به من ايمان ميآوري ؟ او پاسخ ميدهد : [ با اين كار ] تنها شناختم نسبت به تو بيشتر شد . پس دجال ميگويد : اى مردم ! پس از من با هيچ كس چنين رفتارى نخواهد شد و در صدد ذبح نمودن آن شخص بر ميآيد . پس قطعه مسى [ برّان ] را بين گردن و ترقوهى او قرار ميدهد ، ولى نميتواند به مقصود خود برسد ، لذا دست و پاى او را ميگيرد و پرتاب ميكند .
مردم گمان ميكنند كه او را به جهنم انداخت ، حال آن كه او در بهشت افتاد . در اين هنگام رسولخدا ( ٦ ) فرمودند : اين شخص بالاترين گواهى را نزد رب العالمين دارد . »
بايد از كسانى كه بر اعتقاد ما - به اينكه خداوند به عترت معصوم ( : ) معجزه داده است - خرده ميگيرند و در مقابل چنين ميپندارند كه خدا به دشمنان خود مانند دجال و جنيان و ساحران معجزه ميدهد ، تعجّب نمود ، آنان با اين كار نبوتها را از اساس باطل ميكنند ، چرا كه دليل آن معجزه است كه تصديق و تأييدى از جانب خداوند براى پيامبران ميباشد .
٥ . آنان دهها روايت دربارهى دجال نقل ميكنند ، از جمله آنكه او از يهوديان مشرق يا
اصفهان است .
طبرانى در المعجم الكبير ١٨ / ١٥٥ از عمران بن حصين از رسولخدا ( ٦ ) نقل ميكند : « دجال از جانب اصفهان شورش ميكند . » ( ٢ ) ( ٢ ) . مجمع الزوائد ٧ / ٣٣٩ آن را از المعجم الاوسط نقل ميكند .
در المعجم الصغير ١ / ٢٦٠ از ابو برده روايت ميكند كه رسولخدا ( ٦ ) دجال را ياد كرد و فرمود : « او از اينجا ، نه بلكه از اينجا ميآيد ، و با دست به سمت مشرق اشاره نمود . »
حاكم در المستدرك ٤ / ٥٢٨ به واسطهى ابوهريره از آن حضرت چنين نقل ميكند و صحيح ميشمارد : « دجال از اينجا ، يا از اينجا ، و يا از اينجا ، بلكه از اينجا خروج ميكند . ابوهريره