فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٠٧
خمار چشم در صنعاء
غيبت نعمانى / ٢٧٧ از عبيد بن زراره روايت ميكند : « در حضور امام صادق ( ٧ ) سخن از سفيانى به ميان آمد ، ايشان فرمودند : چگونه او خارج شود ، و حال آنكه خمار چشم در صنعاء خروج نكرده است ؟ »
اين شخص اهل يمن است و براى دستيابى به قدرت خروج ميكند ، ولى نتيجهاى از
پيش نميبرد .
به نظر ميرسد اين وصف رمزى باشد كه معنايش به هنگام ظهور اين شخص واضح ميگردد .
گفته شده كه نام يماني ، حسن يا حسين است
در سخنى بدون سند وارد شده كه نام يمانى حسن يا حسين است و از نسل زيد بن علي ( ٧ ) ميباشد ، در مشارق انوار اليقين / ١٩٦ و در چاپى ديگر / ٢٤٦ آمده است : « سپس پادشاهى بسان پنبه سفيد ، از يمن از صنعاء و عدن خروج ميكند . او حسين يا حسن نام دارد . با خروج او درياى فتنه از بين ميرود . پس او كه سيدى علوى است مبارك ، پاك ، هدايتگر و هدايت شده ظاهر ميشود . مردم از منت خداوند - كه آنان را هدايت نموده - كه براى آنان آورده است مسرور ميگردند . با نور خود ظلمت را بر طرف ميكند ، و حق پس از مخفى بودن ، به دست او آشكار ميشود . او ثروتها را به طور مساوى ميان مردم تقسيم ميكند . شمشير را درون غلاف ميكند ، پس ديگر خونى ريخته نميشود . مردم در شادمانى و آرامش زندگى خواهند كرد . با آب عدل خويش چشمهى روزگار را از آلودگى پاك ميسازد ، و حق را به اهالى سرزمينها باز ميگرداند . »
اين عبارت همان گونه كه مشاهده ميشود سخنى مسجّع است از قائلى مجهول ، البته ممكن است گوينده آن را از روايتى برگرفته باشد !
در روايات ابنحماد و ديگران نيز مشابه آن يافت ميشود .