فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٠١
همان ١٣ / ٦٧ ميگويد : « مقصود از عصا ، عصاى حقيقى نيست ، ولى [ هرچه باشد ] به خشونت و ستم او بر مردم اشاره دارد .
قاضى عياض گويد : برخى گفتهاند : او به طور حقيقى با عصا آنان را ميراند ، همان گونه كه شتر و چارپا را ميرانند ، و اين كار به جهت سختگيرى و تجاوزكارى اوست . . . مسلم حديث قحطانى را بعد از حديث تخريب كعبه توسط ذو السويقتين آورده است و شايد به همين شدت او اشاره دارد !
ابن بطال از مهلّب نقل ميكند : قحطانى كه قيام كند - در حالى كه نه از خاندان نبوت است ، و نه از قريش كه خداوند خلافت را در آنان قرار داده است - اين از بزرگترين دگرگونيهاى زمان و تغيير يافتن احكام خواهد بود ، كه شخصى در دين اطاعت شود كه اهليت آن را ندارد . »
همان ١٣ / ١٠٢ مينويسد : « اين سخن : پادشاهى از قحطان خواهد آمد ، من عين عبارت حديث عبد الله بن عمرو عاص را نيافتم . . . او آن را در باب « تغيير يافتن زمان تا جايى كه بتها عبادت شوند » آورده است ، و اين اشاره دارد به اينكه اين پادشاه در آخرالزمان و به هنگام از ميان رفتن اهل ايمان ، و بازگشت بسيارى به عبادت بتان خواهد بود . اينانند كه شرار مردم ، و كسانى كه قيامت بر آنها به پا ميشود تعبير ميشوند . . .
حال اگر حديث عبد الله بن عمرو مرفوع و موافق حديث ابو هريره بوده است ، معنا ندارد معاويه آن را انكار كند ، اما اگر مرفوع نبوده و عبارتى زائد در آن وجود داشته كه چنين ميفهمانده كه قحطانى در اوائل اسلام خروج ميكند ، معاويه در اين انكار معذور است . » !
ميبينيم كه چگونه شارحان دچار خبط شدهاند ، علت آن هم اين است كه قحطانى - همان كه رسولخدا ( ٦ ) به دو بشارت داده بودند - خوشايند قريش نبوده ، لذا احاديث پيرامون آن را مخفى داشتهاند . بلكه او را نكوهش كرده و به آخر دنيا مربوط دانستند . فراتر آنكه ابن حجر او را ظالمى طغيانگر معرفى ميكند ، البته ظلم او را بر گردن حضرت عيسي ( ٧ ) مياندازد ، زيرا او را كارگزار ايشان معرفى ميكند !
همان گونه كه فراموش كرده حضرت مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) زمين را از عدل آكنده ميسازد ، پس چگونه