فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٤٨
بتريه ، نخستين خوارج بر امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف )
نخستين گروهى كه در عراق بر ضدّ امام ( ٧ ) خروج ميكنند بتريه هستند ، آنان كسانى هستند كه ميپندارند اهلبيت ( : ) و نيز ظالمين نسبت به حقوق آنان را دوست ميدارند !
دلائل الامامة / ٢٤١ از ابو الجارود نقل ميكند : « از امام باقر ( ٧ ) دربارهى زمان قيام قائم ( ٧ ) سؤال نمودم و ايشان فرمودند : اى ابو الجارود ! آن زمان را نخواهيد يافت . گفتم : اهل آن دوران را چطور ؟ فرمودند : و حتى آنان را نيز هرگز درك نخواهى كرد . قائم ما پس از نوميدى شيعيان قيام ميكند ، سه روز مردم را فرا ميخواند ولى پاسخش را نميدهند ، در روز چهارم دست در پردههاى كعبه ميآويزد و عرضه ميدارد : پروردگار من ! ياريام كن و درخواست او رد نميشود ، آنگاه خداى تبارك و تعالى فرشتگانى را كه پيامبر ( ٦ ) را در بدر يارى رسانده بودند ، و هنوز زينهايشان را نيافكنده ، و سلاحهايشان را بر زمين ننهادهاند فرمان ميدهد ، آنها هم ميآيند و با ايشان بيعت ميكنند ، سپس سيصد و سيزده نفر از مردم بيعت
خواهند نمود . آن حضرت به مدينه ميروند . . .
آنگاه رهسپار عراق ميشوند . شانزده هزار نفر از بتريه غرق در سلاح بر ايشان خروج ميكنند ، همه قارى قرآن و فقيه در دينند ، پيشانيهايشان را [ در اثر كثرت عبادت ] مجروح كردهاند و دامنهايشان را بالا زدهاند ، اما نفاق همهشان را در برگرفته است ، آنان ميگويند : اى پسر فاطمه ! بازگرد كه ما هيچ نيازى به تو نداريم ! ايشان هم از عصر تا شام دوشنبه در پشت نجف آنان را ميكشد - و سريعتر از كشتن يك شتر اين كار را انجام ميدهد - ، كسى از آنان نجات نمييابد ، و احدى از ياران امام آسيبى نميبيند ، خونهاى ايشان موجب قرب به خداست . سپس وارد عراق ميشوند ، و آنقدر از جنگجويان آن ميكشد كه خداوند رضايت دهد .
ابو الجارود گويد : اين قسمت فرمايش امام باقر ( ٧ ) را نفهميدم ، از اين رو گفتم : فدايت شوم ، از كجا آگاهى مييابد كه خداوند رضايت داده است ؟ فرمودند : اى ابو الجارود ! خدا به مادر موسى وحى كرد ، و او از مادر موسى بهتر است ، خداوند به نحل وحى نمود و او از آن بهتر است ، حال متوجه شدي ؟ عرضه داشتم : آري . »