فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦١٩
مردم در پرداخت صدقه هستند .
از بصره تا منطقهاى كه ابله گويند ، چهار فرسخ فاصله است . در كنار مسجد جامع و موضع اخذ ماليات آن هشتاد هزار تن شهيد ميشوند . شهيد آن روز مانند شهيد بدر در كنار من است .
و اين خبر بيشتر با مدح ميخواند .
در روايتى ديگر آمده است : بر فراز منبر رفت و فرمود : اى اهالى بصره ! و اى بقاياى ثمود !
اى پيروان حيوان ! و اى لشكريان آن زن ! بانگ زد و تبعيت كرديد ، و پى شد و شكست خورديد . دينتان نفاق ، خِردهايتان خُرد و اندك و آبتان شور است . اى اهل بصره و بصيره و سبخه و خريبه ! زمينتان دورترين زمين خدا از آسمان ، نزديكترين آنها به آب ، و شتابانترين در ويرانى و غرق است .
بدانيد ! از رسولخدا ( ٦ ) شنيدم كه فرمودند : آيا ندانستى جبرئيل تمام زمين را بر شانهى راست خود برداشت و نزد من آورد ؟ بدان ! من بصره را دورترين سرزمينهاى خدا از آسمان ، نزديكترين آنها به آب ، داراى بدترين خاك و شتابانترين آنها در ويرانى يافتم . روزى بر آن
فرا ميرسد كه تنها كنگرههاى مسجد جامع آن ديده شود بسان جلوى كشتى در لجّهى آب .
آنگاه فرمود : اى بصره ! بدا بر تو از لشكرى كه هيچ گرد و غبارى ندارد . گفته شد :
يا اميرالمؤمنين ! ويح و ويل چيستند ؟ فرمودند : دو در هستند ، ويح در رحمت و ويل
در عذاب .
در روايتى ديگر : حضرت علي ( ٧ ) هنگامى كه از جنگ جمل فارغ شد وارد بصره شد ، به مسجد جامع آمد ، مردمان گرد آمدند ، ايشان بر منبر رفت ، ستايش و ثناى خدا را به جاى آورد ، درود بر پيامبر ( ٦ ) فرستاد و فرمود : اما بعد ، خداوند داراى رحمتى گسترده است ، پس اى اهالى بصره ! اى اهل سبخه ! اى اهل شهر زير و رو شده كه سه بار زير و رو شده و مرتبهى چهارم بر خداست ، شما چه ميپنداريد ؟
اى لشكريان آن زن ! . . . به خانههايتان رويد ، و خدا و حاكمتان را فرمان بريد .
حضرت بيرون آمد تا به مربد [ آغل چارپايان ] رسيد ، و رو كرد و فرمود : حمد شايستهى خدايى است كه مرا از بدترين خاك و سريعترين آنها در ويرانى خارج نمود . »