فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٠٢
آنگاه كارى انجام ميدهد كه قريشيان ميگويند : ما را به نبرد اين طاغوت ببريد ، به خدا قسم اگر محمدى بود چنين كارى نميكرد ، اگر علوى بود چنين نميكرد ، اگر فاطمى بود اين كار را انجام نميداد . پس خداوند كتفهاى آنها را در اختيار او قرار ميدهد [ و او را مسلّط ميكند ] . او جنگجويان را كشته فرزندان را اسير خواهد كرد .
سپس ميرود و در شقره فرود ميآيد . پس خبر ميرسد كه عامل آن حضرت را به قتل رساندهاند . ايشان ميآيد و چنان ميكشد كه كشتار حرّه در مقابل آن چيزى نيست .
سپس ميآيد و مردم را به كتاب خدا ، سنّت پيامبر ( ٦ ) ، ولايت حضرت امير ( ٧ ) و بيزارى جستن از دشمنانش دعوت ميكند . چون به ثعلبيه ( ١ ) ( ١ ) . ميان عراق و حجاز
ميرسد مردى از نسل پدرش
[ از بنى هاشم ] كه پس از آن حضرت يكى از نيرومندترين و قوى دلترين مردم است صدا ميزند : اى فلان ! چه ميكني ؟ به خدا كه تو مردم را به مانند چارپايان از خود ميراني ! آيا اين پيمانى از رسولخداست يا چيز ديگري ؟
شخصى كه بيعت حضرت را از مردم ميگيرد ميگويد : به خدا سوگند يا ساكت ميشوى يا آنچه را كه ديدگانت در آن است ميزنم . قائم ( ٧ ) ميفرمايد : اى فلان ! سكوت اختيار كن . آرى به خدا سوگند عهدى از رسولخدا ( ٦ ) دارم . اى فلان ! آن محفظه را بياور . او هم ميآورد و حضرت عهد پيامبر ( ٦ ) را ميخواند . آن مرد ميگويد : خدا مرا فدايت كند ، سرت را بياور تا بوسه بزنم ، ايشان همچنين ميكند و او ميان دو ديدهى امام ( ٧ ) را بوسه ميدهد ، آنگاه ميگويد : بيعت ما را دوباره بگير ، و ايشان چنين ميكند . »
اين حديث و امثال آن دلالت ميكند كه عمل امام ( ٧ ) ، مقدّسات بسيارى را كنار ميزند ، از سويى ديگر بيدار باشى است براى مؤمنان . شخصى كه در انتهاى حديث اعتراض ميكند ، ممكن است از ياران خاص باشد كه در دل ترديد ميكند ، و يا حتى ممكن است اين سؤال را به عمد پرسيده تا امام ( ٧ ) پيمان نبوى خود را بيرون آورد و به مردم بنماياند ، پيمانى كه در آن فرمان داده شده كه موقف خود را نسبت به ابوبكر و عمر اعلان دارد .
كمال الدين ٢ / ٣٧٧ از عبد العظيم حسنى از امام جواد ( ٧ ) نقل ميكند : « ياران او به تعداد