فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٠١
داشتند ، محروم ساختند .
امام ( ٧ ) موضوع دفن آن دو در كنار قبر رسولخدا ( ٦ ) را نيز مطرح ميكنند ، مسجد شريف نبوى را از نو ميسازند و قبر آن دو را دور ميكنند . . .
طبيعى است كه اين اعلان موقف ، خشم بسيارى از پيروان آن دو را - كه در سرتاسر عالم اسلام با ظهور امام ( ٧ ) مسرور شده بودند ، و به راهپيماييهاى ميليونى در تأييد ايشان و اعلام آمادگى براى يارى پرداخته بودند - برانگيزد .
لكن امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) به تأييد مؤيدان و خشم دشمنان اعتنايى نميكند ، و رضايت و خشم غير خدا برايش اهميتى ندارد ، زيرا تقيه با ظهور مقدّس پايان ميپذيرد و ديگر مجالى
نخواهد داشت .
همچنين طبيعى است كه اين موضوع ، مدّتى عالم را به خود مشغول ميكند ، و در هفتههاى نخست سرفصل همهى خبرها خواهد بود ، و امام ( ٧ ) شيوههايى را - چه به نحو علمى و چه به نحو اعجاز - براى متقاعد كردن مردم به كار ميگيرد ، و شايد تصاويرى از تاريخ و سيرهى پيامبر ( ٦ ) را نيز به مردم بنماياند .
پيش از اين روايتى صحيح از تفسير عياشى ٢ / ٥٦ و ديگر كتب گذشت كه امام باقر ( ٧ ) فرمودند : « امام ( ٧ ) صبح در مكه مردم را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش ( ٦ ) دعوت ميكند و افرادى اندك اجابت ميكنند . ايشان شخصى را بر مكه ميگمارد و خود ميرود . خبر ميرسد كه كارگزارش به قتل رسيده است . پس نزد آنان برميگردد و جنگجويان را به قتل ميرساند ،
و بيش از اين كارى انجام نميدهد ، يعنى كسى را اسير نميكند .
سپس ميآيد و مردم را به كتاب خدا ، سنّت پيامبر ( ٦ ) ، ولايت على بن ابى طالب ( ٧ )
و بيزارى جستن از دشمنان او - بدون آنكه نام كسى را ببرد - فرا ميخواند . . .
سپس آن حضرت به مدينه ميروند و قريشيان خود را از ايشان مخفى ميكنند و اين همان فرمودهى على بن ابى طالب ( ٧ ) است : به خدا قسم قريش آرزو ميكند كه اى كاش تمام دارائى خود و هر آنچه خورشيد بر آن تابيده و غروب كرده را ميداد ، و من به اندازهى زمان كشتن شترى نزد آنها بودم .