فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٠٠
در اين حديث دو نبرد در مدينه ذكر ميشود ؛ اوّلى بعد از كارى كه امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) در مدينه انجام ميدهند و قريشيان موضع ميگيرند ، و ظاهراً با منهدم ساختن مسجد النبي ( ٦ )
و قبر شريف ، و از نو ساختن آن مرتبط است . دشمنان حضرت اين عمل را بهانهاى براى شوراندن مردم بر ضد امام ( ٧ ) و جنگ با ايشان قرار ميدهند . ايشان هم با آنان ميجنگد و آن گونه كه در برخى روايات آمده صدها تن از آنها را به هلاكت ميرساند .
آن هنگام است كه قريشيان يعنى پيروان خلافت قرشى آرزو ميكنند كه اى كاش اميرالمؤمنين ( ٧ ) حتى به مقدار كشتن شترى حضور داشتند ، و مانع انتقام حضرت مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) ميشدند ، زيرا شيوهى حضرت امير ( ٧ ) در ميان قريش ، صبر و بردبارى بود .
نبرد دوم پس از آن است كه امام ( ٧ ) كنترل مدينه را به دست گرفته و شخصى را به عنوان حاكم بر آن قرار ميدهند و به سمت عراق ميروند ، و خود يا فرمانده لشكرشان در شقره فرود ميآيند . اهل مدينه عامل امام ( ٧ ) را خلع ميكنند و ميكشند . حضرت بدانجا باز ميگردند و بيش از آن مقدارى كه لشكر اموى در واقعهى مشهور حرّه كشت ، به قتل ميرسانند ، و مدينه دوباره در مقابل حضرت سر خضوع فرود ميآورد .
كشته شدگان حرّه در قيامى كه بعد از شهادت امامحسين ( ٧ ) بر ضدّ يزيد كردند ، آن گونه كه در برخى منابع آمده بيش از ده هزار نفر بوده است ، و تشبيه اين دو مقوله تنها از جهت مقدار كشتههاست .
امام عصر ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) در مدينه جريان ابوبكر و عمر را مطرح ميكند
روايات اهلبيت ( : ) دلالت ميكند بر اينكه امام مهدي ( ٧ ) در مدينه موقف خود نسبت به ابوبكر و عمر را اعلان ميدارد ، و براى مسلمانان بيان ميكند كه آن دو نفر به همراه طلقاء اتّفاق كردند تا با وصيت رسولخدا ( ٦ ) دربارهى حضرت امير و عترت ( : ) مخالفت كنند ، در سقيفه خلافت را از آنان ستاندند و آنها را مجبور به بيعت كردند .
آنان با اين كار امّت را در ورطهاى خطرناك - يعنى نزاع بر سر سلطنت كه رسولخدا ( ٦ ) آنها را از آن بر حذر داشته بودند - انداختند . آنان امّت را از رهبرى اهلبيت ( : ) كه برنامهاى الهى و بينظير