فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٨٠
الفتن ١ / ٣٤٠ از ارطاة روايت ميكند : « زمانى كه مردم در منى و عرفات هستند ، منادى پس از گروه گروه شدن قبائل ندا ميكند : بدانيد ! اميرتان فلانى است . به دنبال آن صدايى ديگر ميگويد : بدانيد ! او دروغ گفت . صداى ديگرى نيز در پى آن خواهد آمد : او راست گفت . پس نبرد سختى در ميگيرد و اين در حالى است كه اسلحهى آنان اندك است . در آن هنگام دستى نشاندار در آسمان ميبينيد . جنگ شدّت ميگيرد ، تا آنجا كه از ياران حق تنها به تعداد اهل بدر باقى مانند ، و آنان ميروند تا با صاحب خود بيعت كنند . »
ابنحماد در ادامه بابى را با عنوان « اجتماع مردم در مكه و بيعت آنان با مهدي ، درگيرى و جنگى كه در آن سال در مكه رخ ميدهد ، و اينكه آنان پس از جنگ به دنبال مهدى ميگردند و با او بيعت ميكنند » ميآورد و در آن از پيامبر ( ٦ ) روايت ميكند : « در ذى القعده قبائل گروه گروه ميشوند . آن سال حاجيان را چپاول ميكنند . پس نبردى در منى در ميگيرد كه كشتگان آن بسيار بوده و خون بسيارى ريخته ميشود ، چنان كه خون بر فراز گردنهى جمره خواهد رسيد . صاحب آنان ميگريزد ، ولى او را ميان ركن و مقام ميآورند و با او بيعت ميكنند و اين در حالى است كه اين كار خوشايند او نيست . به او ميگويند : اگر ابا كنى گردنت را ميزنيم . پس به تعداد اهل بدر با او بيعت ميكنند . ساكنان آسمان و زمين از او خشنود ميشوند . . .
عبداللهبنعمرو گويد : مردم با هم حج به جاى ميآورند . با هم به عرفات ميروند ولى امامى ندارند . آنها در منى هستند كه به مرضى مانند هارى مبتلا ميشوند ، پس قبائل بر يكديگر هجوم آورده چنان ميجنگند كه خون از گردنه بالا ميرود . آنان به سراغ بهترينِ خود ميروند . در حالى به حضور او ميرسند كه صورت خود را به كعبه چسبانيده گريه ميكند ، گويا او و اشكهايش را ميبينم . آنها به او ميگويند : بيا با تو بيعت كنيم ، او گويد : واى بر شما ، چه بسيار پيمانى كه شكستيد ، و چه خونها كه ريختيد ، و با او در حالى كه كراهت دارد بيعت ميكنند .
اگر او را درك كرديد با او بيعت كنيد ، زيرا او مهدى در زمين و آسمان است . . . و ديگر روايات مشابه ابنحماد از عبدالله ، سعيد ابن مسيب ، ابن عباس ، ابن حوشب و ديگران .
ابوهريره از پيامبر ( ٦ ) نقل ميكند : « نشانهاى در ماه رمضان خواهد بود . گروهى در شوّال