فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٥٥
خداى عزوجل است : وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيب ؛ از زير گامهايشان . »
سلمى در عقد الدرر / ٧٦ از ابوبكر محمد بن حسن نقاش مقرى نقل ميكند كه در تفسير خود چنين ميآورد : « اين آيه در مورد سفيانى نازل شده است . ماجرا از اين قرار است كه او به همراه داييهايش كه از كلب هستند از وادى يابس خروج ميكند . آنان بر فراز منبرهاى شام سخنرانى ميكنند . هنگامى كه به عين التمر ( ١ ) ( ١ ) . منطقهاى نزديك كربلا
برسند ، خداوند تعالى ايمان را از دلهايشان محو ميكند . آنان ميروند تا به كوه طلا برسند . در آنجا نبرد سختى در ميگيرد و سفيانى هفتاد هزار نفر را - كه شمشيرهاى آراسته به زيور و كمربندهايى كه با نقره تزيين شده دارند -
به هلاكت ميرساند .
سپس داخل كوفه ميشود . اهالى آن به سه گروه تقسيم ميشوند ؛ گروهى كه بدترين خلق خدايند به او ميپيوندند ، گروهى كه شهيدان نزد خدايند با او به نبرد ميپردازند و گروهى كه معصيت كارانند به اعراب ملحق ميشوند . . .
آنگاه جنايات سفيانى در عراق و بصره و نيز ورود لشكر او به مدينه را ذكر ميكند و مينويسد : او مردى از اهلبيت پيامبر ( ٦ ) - كه محمد يا على نام دارد - و نيز زنى - كه فاطمه نام دارد - را به قتل ميرساند و برهنه به دار ميآويزد !
در اين هنگام خشم خداى متعال بر آنان شدّت ميگيرد و خبر به ولى الله ميرسد . او از منطقهاى از مناطق جرش و در ميان سى نفر خروج ميكند . خبر خروج وى به مؤمنان ميرسد . آنان هم مشتاقانه - همان سان كه بچه شتر به مادرش اشتياق دارد - از تمامى نقاط نزد او ميآيند . او ميآيد و داخل مكه ميشود . نماز به پا ميشود ، مردم ميگويند : اى ولى خدا ! جلو برو ، او ميگويد : چنين نميكنم . . . » خلط و اضافات در نقل وى واضح است .
اما در منابع ما : روايات مربوط به آن بسيار است ، تفسير عياشى ٢ / ٢٦١ از امام باقر ( ٧ ) نقل ميكند : « عهد رسولخدا ( ٦ ) به على بن الحسين ( ٧ ) رسيد . سپس به محمد بن على و در ادامه خداوند هر چه بخواهد انجام ميدهد ، پس همواره با اينان باش . مردى از اينان به همراه سيصد مرد خارج ميشود . بيرق رسولخدا ( ٦ ) با اوست و آهنگ مدينه دارد . به بيداء