فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٣٨
شيخ مفيد ( رحمه الله ) در اختصاص / ٢٥٥ از جابر جعفى روايت ميكند : « امام باقر ( ٧ ) به من فرمودند : اى جابر ! در خانهات بنشين و هيچ تحرّكى از خود نشان نده تا زمانى كه نشانههايى را كه برايت ميگويم مشاهده نمايي ، البته اگر دريابي ؛ نخست اختلاف فرزندان فلان ، و نميبينم كه آن را درك كني ، ولى بعد از من اين را [ براى مردم ] بگو ، منادى از آسمان ندا ميكند ، صدايى كه از ناحيهى دمشق به فتح و پيروزى خواهد آمد ، منطقهاى از مناطق شام كه جابيه نام دارد در زمين فرو رود ، قسمتى از مسجد راست دمشق سقوط كند ، گروهى از ناحيهى ترك خروج كنند و به دنبال آن فتنهى روم رخ دهد ، برادران ترك خواهند آمد تا آنكه در جزيره فرود آيند ، گروهى از روم خروج كنند تا آنكه در رمله فرود آيند ، اى جابر ! در آن سال اختلاف بسيارى در تمامى مناطق مغرب خواهد بود . نخستين زمينى كه ويران ميشود شام است . در آن هنگام به سه پرچم [ و گروه ] تقسيم ميشوند ؛ بيرقهاى اصهب ، ابقع و سفياني ، سفيانى با ابقع مواجه ميشود و با يكديگر ميجنگند ، و سفيانى ابقع و يارانش و نيز اصهب را به هلاكت ميرساند . آنگاه انديشهاى جز عراق ندارد . لشكر او از كنار قرقيسيا عبور ميكنند و در آنجا صد هزار تن از طاغيان را به قتل ميرسانند .
سفيانى لشكرى هفتاد هزار نفرى را به سوى عراق گسيل ميدارد . آنان هم ميكشند ، به دار ميآويزند و اسير ميكنند . در اين هنگام است كه پرچمهايى از سوى خراسان ميآيند و منازل را به سرعت طى ميكنند و تنى چند از ياران قائم همراه آنها هستند . مردى از موالى اهل كوفه خروج ميكند كه فرمانده لشكر سفيانى او را بين حيره و كوفه به قتل خواهد رساند .
سفيانى لشكرى را هم به مدينه ميفرستد . پس مهدى از آنجا به مكه ميرود . به فرمانده لشكر سفيانى خبر ميرسد كه مهدى از مدينه خارج شده است . او هم لشكرى را به دنبال ايشان ميفرستد ، ولى حضرت را درنمييابند و امام هراسان و منتظر به مانند موسى بن عمران ( ٧ )
وارد مكه ميشود .
امير لشكر سفيانى در بيابان فرود ميآيد . پس منادى از آسمان ندا ميكند : اى بيابان ! اين قوم را نابود كن ، آن بيابان هم آنان را به زمين فرو ميبرد و تنها سه تن از آنان نجات مييابند كه خداوند صورتهايشان را به پشت سرهايشان برگردانده است و از [ قبيلهى ]