فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٣٦
و در ١ / ١٦١ سخنى را از مأمون عباسى ميآورد ، وى گويد : بزرگان قضاعه در انتظار سفيانى و خروج او هستند تا از پيروان او باشند ! و ديگر ادّعاهاى مشابه .
نقد ديگر ما به روايات منابع سنّى پيرامون سفياني ، آن است كه دربارهى او مبالغه كردهاند ، تا آنجا كه بعضى از آنها بر اين باورند كه سفيانى اوصافى غيبى دارد ، گويا از سوى خدا مبعوث ميشود !
الفتن ١ / ١٨٠ ، ٢٧٩ و ٢٨٣ و ٢ / ٦٩٩ از حضرت علي ( ٧ ) نقل ميكند : « سفيانى از نسل خالد بن يزيد بن ابى سفيان است . او مردى است با سرى بزرگ . در صورت نشان آبله و در چشم نقطهاى سفيد دارد . از منطقهاى در دمشق از واديى كه وادى يابس گويند در ميان هفت نفر خروج ميكند . يكى از آنان پرچمى پيچيده دارد كه در آن نصرت را ميشناسند . هراس و رعب در مقابل او تا سى ميل ميرود . كسى كه قصد آن پرچم كند ، آن را نميبيند مگر آنكه شكست ميخورد .
خالد بن معدان گويد : سفيانى با دست خود سه نى بر ميدارد . آن را بر كسى نميكوبد
مگر آنكه ميميرد .
در خواب نزد او ميآيند و ميگويند : برخيز و قيام كن ، او نيز بر ميخيزد ولى كسى را نمييابد . دوباره همان خواب را ميبيند و همانطور ميشود . بار سوم به او ميگويند : برخيز ، برو و ببين چه كسى پشت در خانهى توست . او هم همين كار را انجام ميدهد و هفت يا نُه نفر كه پرچمى با خود دارند را مشاهده ميكند . آنان ميگويند : ما ياران تو هستيم .
او به همراه آنان قيام ميكند و مردمانى از روستاهاى وادى يابس هم از او پيروى ميكنند . حاكم دمشق كه در آن روز كارگزار بنى عباس است ، براى مواجهه و نبرد با او خارج ميشود ، ولى چون پرچم او را مشاهده ميكند ، شكست ميخورد . »
برخى از اهل خبره گفته است كه وادى يابس از درعا در سوريه تا نزديك نابلس در فلسطين امتداد دارد .
نقد ديگر آنكه اكثر روايات آنان پيرامون سفيانى بدون سند و از اقوال تابعين است . علاوه بر آنكه در غالب موارد ، نتيجهى تحريف احاديث پيامبر و اهلبيت ( : ) توأم با افزودن امورى خيالى به آنهاست !