فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٣
پيروى كردند ! آنان براى اين مطلب چنين تعليل آوردند كه يكى از چشمان او نابينا است و ديگرى به خون آغشته ، چنان كه سرخ مينمايد . ( ١ ) ( ١ ) . ر . ك به الفتن ٢ / ٥١٨
راويان وابسته حتى اين نشانه را به پيامبر ( ٦ )
نسبت دادند !
اين در حالى است كه اهلبيت ( : ) او را ، تنها دجال ناميدند و هرگز نام مسيح را بر او ننهادند . لذا سنت صحيح نبوى را بايد نزد اهلبيت ايشان يافت نه ديگران .
٨ . منابع يهوديان و مسيحيان از دجال به عنوان شخصى منتظَر ياد ميكنند .
يكى از امورى كه گفتار اسقف اعظم نجرانيان ، همو كه اسلام آورد [ و كلام او پيشتر گذشت ] را تأييد ميكند ، آن است كه پيامبران يهود آنان را به دو مسيح بشارت دادهاند ، مسيح هدايت و مسيح گمراهى و آن دو به مشيح موعود و مجدّف وصف شدهاند ، و از دجال به پيامبر دروغ پردازى كه عرصه را براى پيامبر وحشى آماده ميكند ، تعبير شده است !
در كتاب مقدس چاپ مجمع الكنائس الشرقية / ١٢٦ آمده است : « در سفر اشعياى نبى چنين نوشته : اين منم كه پيامبرم را پيش از تو ميفرستم تا راه را براى تو آماده سازد . »
در همان كتاب / ٨١٨ ذيل عنوان « پيامبر دروغ پرداز ، وحشى را خدمت ميكند » آمده است :
« و حيوان وحشى ديگرى را ديدم كه خارج از زمين بود و دو شاخ شبيه به شاخهاى گوسفند داشت و چونان اژدها سخن ميگفت . و آن وحش ديگر تمامى اختيارات وحش اول را در حضور او دارد . زمين و اهل آن براى وحش اول به سجود در ميآيند ، همو كه از بيمارى مهلكش بهبودى يافت . او امور خارق العادهى عظيمى را با خود دارد ، در مقابل ديدگان مردم آتشى از آسمان بر زمين ميفرستد ، و با آن امور خارق العاده كه ميبايست تنها در حضور وحش اظهار نمايد ، مردمان را گمراه خواهد كرد . »
در حاشيه همان كتاب / ٨١٨ آمده است : « اين وحش دوم كه در خدمت وحش اول است ، پيامبر كذاب ناميده ميشود ( ر . ك به رؤ ١٦ / ١٣ و ١٩ / ٢٠ و ٢٠ / ١٠ ) . اين پيامبر دروغ پرداز پيامبران كذاب و مسيحان دجال كه