فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥١
يك چشم نيست .
به همراه دجال يهوديان اصفهان خروج خواهند كرد . او خواهد آمد تا اينكه به حومهى مدينه برسد و در آن روزگار ، مدينه هفت در و بر هر درى دو فرشته خواهد داشت ، پس مردمان شرور مدينه نزد او ميروند ، او خواهد رفت تا آنكه به لُد [ منطقهاى در نزديكى بيتالمقدس ] برسد ، در اين هنگام عيسى بن مريم فرود آمده ، او را ميكشد و در زمين چهل سال يا نزديك به آن ، به عنوان پيشوا و دادگرى عدل گستر ، زندگى خواهد كرد . » ( ١ ) ( ١ ) . نظير آن در مسند احمد ٦ / ٧٥
گريهى عايشه دليل بر آن است كه وى نيز تحت تأثير سخنان يهود قرار داشته و آنها را تصديق مينموده است و لذا پيامبر ( ٦ ) او را آرامش دادند . البته او با وجود اين ، باز هم مردمان را از دجال ميترسانيد !
ضحاك در الآحاد و المثانى ٦ / ٢٠٨ نقل ميكند كه « عايشه و حفصه ، سوده را در حالى كه خود را آراسته بود مشاهده كردند ، به او گفتند : دجال خارج شد و سوده را ترس فرا گرفت . وى زنى بلند قامت بود و [ تا اين را شنيد ] به خيمهاى كه براى ذخيره سازى هيزم تعبيه شده بود رفت ، حفصه ميگويد : ما خنديديم ، پس پيامبر خدا ( ٦ ) در حالى كه سوده به خود ميلرزيد ، وارد [ خيمه ] شدند ، ايشان فرمود : چه چيزى برايت پيش آمده ؟ او در پاسخ گفت : اى رسولخدا ! دجال خارج شده است ؟ ايشان فرمود : نه ، و ليكن خارج ميشود ، و دست سوده را گرفته ، [ از خيمه ] بيرون بردند و با آستين لباسشان از چهره و پوشش او ، آثار دود و تار عنكبوت را زدودند . » ( ٢ ) ( ٢ ) . و نيز ر . ك به السيرة النبوية ابن كثير ٤ / ٦٤٤
٦ . يهوديان در حجةالوداع نيز مسلمانان را از دجال ميهراسانند !
بخارى در صحيح ٥ / ١٢٥ از عبدالله ابن عمر روايت ميكند : « در حجةالوداع در حالى كه پيامبر ( ٦ ) در ميان ما بود مشغول صحبت بوديم و نميدانستيم كه حجةالوداع چيست ! آن حضرت حمد و ثناى الهى را به جاى آوردند ، سپس سخن از مسيح دجال به ميان آوردند و پيرامون آن مطالب بسيارى فرمودند ، و اين چنين ادامه دادند :