فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٠
به خاطر او ميكشند . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز فتح البارى ١٣ / ٢٧٧
٥ . يهوديان از همان زمان پيامبر ( ٦ ) ترس و بيم از دجال را نشر دادند .
در مناقب ابن شهر آشوب ١ / ١٢٩ آمده است : « عربى بيابانى نزد رسولخدا ( ٦ ) آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! به ما خبر رسيده كه مسيح - يعنى دجال - براى مردم و در حالى كه همه در معرض نابودى هستند ، نان و آبگوشت ميآورد ، آيا نظر شما اين است كه زهد ورزم و از خوردن آن بپرهيزم ؟ آن حضرت خنديدند و فرمودند : خداوند با هر آنچه [ ساير ] مؤمنين را بدان بينياز گرداند ، تو را نيز بينياز خواهد كرد . »
الفتن ٢ / ٥٨١ روايتى را از ابو عمرو شيبانى مى آورد كه هيثمى در مجمع الزوائد ٧ / ٣٣٨ آن را توثيق ميكند ، وى ميگويد : « با حذيفه در مسجد نشسته بودم كه عربى بيابانى شتابان آمد و مقابل او ايستاد و پرسيد : آيا دجال خروج كرده است ؟ حذيفه گفت : من از غير دجال بيشتر ميهراسم تا از او ، دجال چيست ؟ فتنهى او تنها چهل روز خواهد بود . . . » ( ٢ ) ( ٢ ) . مشابه آن در المصنف ابن ابى شيبه ٨ / ٦٥٣
نگارنده : ببينيد كه تبليغات يهود دربارهى دجال حتى به عربهاى بيابانى رسيده است و گذشت كه آن مرد عرب بيابانى او را تنها با نام مسيح نام برد ، آن گونه كه از يهوديان و يا از صحابهاى كه تحت تأثير آنان قرار گرفته بودند شنيده بود . معناى اين مطلب يكى آن است كه يهود در گسترش فرهنگ رعب و وحشت از دجال ، چنان به مقصود خود نائل شده بودند كه اين فرهنگ حتى به اعراب بيابان هم رسيده بود ، و ديگر آنكه صحابهاى كه تحت تأثير يهوديان بودند آرامش دادنهاى پيامبر ( ٦ ) را كتمان نمودند و فرهنگ ترسانيدنى را كه از يهود فرا گرفته بودند ، گسترش ميدادند !
ابن ابى شيبه در المصنف ٨ / ٦٤٩ جريانى را آورده كه باعث تعجب است ، وى مينويسد : « عايشه ميگويد : رسولخدا ( ٦ ) نزد من آمد در حالى كه من گريه ميكردم ، پس فرمود : چرا گريه ميكني ؟ پاسخ دادم : اى پيامبر خدا ! به ياد دجال افتادم . فرمود : گريه نكن ، زيرا اگر در زمانى كه من زندهام خارج شود ، من شرّ او را از شما باز خواهم داشت ، و اگر بميرم پروردگارتان