فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٥٣
مداخلهى كعب در حديث ابدالى كه ابن عساكر در تاريخ خود ١ / ٢٩٦ نقل ميكند .
كعبالاحبار صاحب نفوذ و قداست بود ، علاوه بر آنكه بر راويان دستگاه خلافت ، بلكه فراتر بر خليفه نيز سايه انداخته بود . به عنوان گواه بر اين مطلب كافى است بدانيم او به
عمر بن خطاب و جماعت وى دروغ شاخدار خود را - كه عبارت بود از اينكه ملخ از بينى نهنگ متولّد ميشود - قبولاند و فتوى داد به اينكه صيد ملخ براى محرم حلال است ، چرا كه صيد دريايى است نه خشكي ! پس اين نهنگ است كه هر شش ماه يك بار عطسه و ملخ از بينى خود پراكنده ميكند ، و كعب نام آن را نثرة الحوت گذاشت ! مصنف عبدالرزاق ٤ / ٤٣٥ چنين نقل ميكند : « كعبالاحبار با گروهى در راه مكه بودند كه به قطعه ملخى برخوردند . كعب دستور داد آن را بردارند و بخورند . آنها وقتى بر عمر وارد شدند ماجرا را گفتند . او دليل اين فتوى را از كعب خواست و كعب گفت : اين صيد دريايى بود ، عمر گفت : تو از كجا ميداني ؟ او پاسخ داد : اى اميرالمؤمنين ! قسم به كسى كه جانم در دست اوست او چيزى جز آب بينى نهنگ نيست كه سالى دوبار آن را بيرون ميريزد . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز موطأ مالك ١ / ٣٥٢
علماى حكومت نيز به طور خودجوش دروغ آشكار وى را به فتوايى دينى بلكه فراتر حديثى نبوى تبديل كردند !
ابو داود و ابن ماجه ٢ / ١٠٧٤ به گمان خود از پيامبر ( ٦ ) نقل ميكنند : « ملخ آب بينى نهنگ در درياست . »
راوى دروغگو هم به اين داستان افزوده كه خود نهنگ را مشاهده كرده كه عطسه ميكند و ملخ ميپراكند ! زياد كه از راويان اين جريان است ميگويد : « كسى كه ديده است نهنگ ملخ پراكنده ميكند اين را برايم گفت . » !
بعدها شافعى و احمد بن حنبل به اين مطلب فتوى دادند ! ( ٢ ) ( ٢ ) . ر . ك به المغنى ابن قدامه ٣ / ٥٣٤
اين يكى از بدعتهاى رسوا و مخالف محسوسات كعب است كه هم چنان بر صحّت آن اصرار دارند و آن را حديثى نبوى ميانگارند !