فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٤٢
تعداد اندك است كه همراه ايشان بودند و بيشتر آنها بيسلاح و پياده بودند ، ولى در سال حديبيه با وجود آنكه اصحابى چندين برابر جنگ بدر داشتند نجنگيدند ، و ما ميدانيم كه ايشان ( ٦ ) در هر دو مورد بر اساس حق رفتار كردند ، و اگر ياران آن حضرت همان گونه كه در بدر بودند در حديبيه نيز ميبودند ، ترك جنگ و آتش بس بر ايشان نبود ، و هر آينه جهاد - به مانند قبل - واجب بود ، و اگر واجب ميبود آن حضرت آن را ترك نميكردند ، و دليل اين مطلب را گفتيم و توضيح داديم كه رفتار بر اساس حق و عصمت ايشان معلوم است .
او گفت : به رسولخدا ( ٦ ) وحى ميشد و بدين وسيله فرجام امور را ميدانست ، و از صحّت و خطاى تدبير به واسطهى علم به آينده آگاهى داشت ، ليكن چه كسى دربارهى علم امام چنين چيزى را گفته است ، و او از كجا آگاهى مييابد ؟
در جواب گفتم : امام به عقيدهى ما عهدى معهود دارد و نسبت به آينده آگاه است . نشانههايى براى او وجود دارد كه او را به فرجام تدبيرها و صلاح در كارها راهنمايى ميكند و اين عهد از ناحيهى پيامبر ( ٦ ) - كه به او وحى ميشد و از علم آسمان مطّلع بود - به او رسيده است . حتّى اگر اين را هم نگوييم و تنها به اين مقدار بسنده كنيم كه او به ظنّ غالب خود و مصلحتى كه ميبيند رفتار ميكند كافى است ، و بدون شك جايگزين علم ميشود . مخصوصاً بر اساس اعتقاد سنّيان در باب اجتهاد ، و باور آنها دربارهى نظر پيامبر ( ٦ ) ، گرچه نظر صحيح همان است كه پيشتر گذشت .
او گفت : چرا امام آشكار نميشود هرچند به قيمت كشته شدنش تمام شود ، زيرا در اين صورت برهان و دليل بر امامتش وضوح بيشترى داشته و هر گونه ترديدى نسبت به وجود او از ميان خواهد رفت ؟
گفتم : اين امر بر او واجب نيست ، همان گونه كه بر خداوند واجب نيست در انتقام از عاصيان شتاب كند و در هر زمانى و پى در پى نشانههايى آشكار سازد ، گرچه ميدانيم اگر چنين كند برهان بر قدرت وى وضوحى بيشتر و نهى او تأكيدى بيشتر خواهد داشت و قبح مخالفت با او روشنتر خواهد بود ، و بدين سان مردمان از نافرمانى او بيشتر دست خواهند شست ، گرچه اين كار بر او واجب نبوده و در حكمت و تدبيرش نيست ، چرا كه از مصلحت