فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٣٣
در ميگذرد . فاصلهى ميان شما و اينكه به شما غبطه خورند و خود شادمان شده ديدگانتان روشن شود ، تنها آن مقدار است كه جان به اينجا برسد و با دست به گلو اشاره كردند .
آنگاه فرمودند : وقتى چنين شود و به احتضار بيفتد ، رسولخدا ( ٦ ) ، امامان ، حضرت علي ، جبرئيل و ملك الموت ( : ) همه حضور مييابند ، جبرئيل به او نزديك شده به پيامبر ( ٦ ) ميگويد : اين شخص شما اهلبيت را دوست ميداشت پس او را دوست بداريد ، ايشان به او ميفرمايند : اى جبرئيل ! اين شخص خدا ، رسول و خاندان او را دوست ميداشت پس او را دوست بدار و با او مدارا كن ، جبرئيل هم به ملك الموت ميگويد : اين شخص خدا ، رسول و اهلبيت رسولش را دوست ميداشت پس او را دوست بدار و با او مدارا نما .
آنگاه ملك الموت به دو نزديك شده ميگويد : اى بندهى خدا ! آيا در زندگى دنيا آزادى و امان نامهات از آتش را دريافت كردى و به بالاترين دستاويز تمسّك نمودي ؟ خداوند عزوجل آن شخص را قدرت داده و او ميگويد : آري ، ملك الموت گويد : آن چيز چيست ؟ او ميگويد : ولايت على بن ابى طالب ، فرشتهى مرگ ميگويد : راست گفتي ، بدان خداوند تو را از آنچه واهمه داشتى امان داد ، و بدانچه اميد داشتى دست يافتي ، تو را بشارت باد به پيشينيان صالح ، همنشينى رسولخدا ، اميرالمؤمنين ، فاطمه و امامان از فرزندان او ( : ) .
آنگاه جان او را به آرامى ميگيرد و كفن و حنوطش را - كه به مانند مشك خوشبوست - از بهشت فرود ميآورد ، و با آن كفن و حنوط ميشود . سپس جامهاى زرد از جامههاى بهشتى
بر او ميپوشانند .
چون در قبر قرار داده ميشود خداوند درى از درهاى بهشت را بر او ميگشايد و از نسيم و بوهاى خوش آن بر او داخل ميگردد . آنگاه از جلو ، طرف راست و چپ او به اندازهى مسير يك ماه گشاده ميشود و ندا ميگردد : به مانند خواب عروس بر بستر بيارام و شادمان باش به روح و ريحان و بهشت نعيم و پروردگارى كه [ بر تو ] خشمگين نيست .
پس از آن خاندان پيامبر را در جنان رضوى زيارت ميكند و با آنها از غذايشان ميخورد ، از نوشيدنيشان ميآشامد ، و در مجالسشان هم صحبت ميشود تا آنكه قائم ما اهلبيت قيام كند . چون او قيام كرد خداوند آنها را برميانگيزد و گروه گروه