فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤١
اى منذر ! قسم به كسى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد ، اگر بخواهم ميتوانم يك به يك خراب شدن مناطق را برايتان بگويم كه تا قيامت ، چه زمانى ويران ميشوند و چه هنگام آباد . نزد من در اين باره دانش فراوانى است ، اگر بپرسيد ، مرا بدان آگاه خواهيد يافت و هيچ اشتباهى در آن نخواهم داشت .
در اين هنگام مردى برخاست و گفت : يا اميرالمؤمنين ! اهل جماعت و اهل تفرقه و پيروان سنت و بدعت كيانند ؟ امام ( ٧ ) فرمودند : دقت كن ، حال كه از من پرسيدى بفهم و پس از من از احدى نپرس . اهل جماعت منم و پيروان مناند ، هرچند اندك باشند .
اين مطلب ، حق و به امر خدا و رسول اوست .
اما اهل تفرقه و اختلاف ، مخالفان من و مخالفان پيروان من هستند ، هرچند بسيار باشند .
پيروان سنت ، كسانى هستند كه به آنچه خدا و رسول سنت قرار دادهاند عمل ميكنند ، نه آنان كه به رأى و خواست خود رفتار ميكنند ، هر چند تعدادشان زياد باشد . » ( ١ ) ( ١ ) . از همان منبع در بحار الانوار ٣ / ١٥ و ٣٢ / ٢٥٣
اين خطبه مرسل است و نميتوان بدان استدلال نمود ، مگر بخش نخست آن تا جايى كه ميفرمايد :
« همانند سينهى پرندهاى بر روى دريا ، از شهرتان چيزى بجز كنگرههاى مسجد ديده نميشود » چرا كه تاريخ نگارانى مانند ابن ابى الحديد و ابن منظور ، آن را نقل كردهاند .
نكتهاى در اينجا لازم به ذكر است : آن قسمتى از روايت كه سخن از دجال به ميان آورده مبهم است ، چون ممكن است مقصود از آن ، شورش زنگيان باشد كه رخ داده است ،
و اوصافى كه امام ( ٧ ) در آغاز خطبه براى دجال بيان ميفرمايند بر آن منطبق است ، آنجا كه ميفرمايند :
« آنان سياه پوست ، بد بو و بسيار شرور هستند و غنيمت شان اندك است . خوشا به حال كسى كه آنان را بكشد و يا به دست آنان كشته شود . »
٨ . در روايات ما آغاز شورش دجال از شهر بلخ در كشور افغانستان است .
در بصائر الدرجات / ١٤١ روايت ميكند كه مردى از اهالى بلخ نزد امام باقر ( ٧ ) آمد ، حضرت به