فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٣٧٥
معبد روميان بت پرست بوده است . علاوه بر آنكه سخن الياس در قرآن : أَتَدْعُونَ بَعْلاً وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ ، دلالت بر آن دارد كه وى بر بت پرستان روم و اتباع يهودى آنان مبعوث شده بود .
مرحوم كلينى در كافى ١ / ٢٤٢ از ابن حريش از امام جواد ( ٧ ) نقل ميكند كه فرمودند : « امام صادق ( ٧ ) فرمودند : پدرم مشغول طواف بودند كه مردى - كه با قسمتى از عمامه نقاب بر صورت زده بود - آمد و طواف پدرم را قطع كرد و ايشان را با خود به منزلى در كنار كوه صفا برد . بعد به سراغ من نيز فرستاد ، و سه نفر شديم . او گفت : اى پسر رسولخدا ! خوش آمدي ، آنگاه دست بر سر من گذاشت و گفت : اى امين خداوند پس از پدرانش ! خدا تو را مبارك قرار دهد .
سپس [ به پدرم ] گفت : اى ابا جعفر ! اگر ميخواهى تو خود بگو ، اگر هم ميخواهى من بگويم ، اگر ميخواهى تو بپرس ، و اگر ميخواهى من سؤال كنم ، اگر ميخواهى تو مرا تصديق كن ، و اگر خواستى من تو را تصديق نمايم .
پدرم فرمودند : همه را ميخواهم . او گفت : مبادا در پاسخ سؤال من چيزى غير از آنچه كه در دل دارى بگويي . پدرم فرمود : كسى اين كار را ميكند كه درون خود دو دانش داشته باشد كه با هم اختلاف دارند ، ليكن اختلافى در دانش خداى عزيز و جليل [ كه از آن به ما عطا نموده ] نيست .
آن شخص گفت : سؤال من همين است كه پارهاى از آن را بيان نمودي ، اين دانشى كه دچار اختلاف نيست نزد چه كسى است ؟ پدرم فرمودند : تمامى آن نزد پروردگار است - جلّ ذكره - ، و اما آنچه كه بندگان بدان نياز دارند نزد اوصياست .
در اين هنگام آن مرد نقابش را باز كرد ، درست نشست و چهرهاش درخشيد ، و ادامه داد : مقصودم همين بود ، و بابت همين مطلب آمدم ، گفتيد كه آن دانشى كه اختلافى در آن نيست در نزد اوصياست ، چگونه آن را در اختيار دارند ؟ پدرم فرمودند : همان سان كه رسولخدا ( ٦ ) آگاهى داشت ، با اين تفاوت كه ايشان آنچه را كه پيامبر ( ٦ ) ميديد نميبينند ، زيرا آن حضرت پيامبر بود و ايشان محدَّث هستند [ و فرشتگان با آنان سخن ميگويند ] و آن حضرت [ در معراج ] نزد خداى عزيز و جليل ميرفت و وحى را ميشنيد ، ليكن ايشان نميشنوند .