فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٣٠٨
در عالم رؤيا مردى بلند قامت با موهايى زيبا ، چهره و جامهاى نيكو و رايحهاى دلنواز را ديد كه ميگفت : حفر كن تا به غنيمت دست يابي ، سخى باش تا در سلامت به سر برى و براى تقسيم كردن [ و ارث ] باقى نگذار ، شمشيرها از آنِ غير توست و چاه از آنِ تو ، تو بالاترين مقام را در عرب دارى و پيامبر ، ولى و اسباط - كه نجيبان ، صاحبان حكمت ، عالمان و آگاهانند - از تو خواهند بود و شمشيرها براى آنهاست . آنان هنوز از تو به وجود نيامدهاند و شمشيرها براى تو نيست . اما در نسل دوم تو خواهند بود . خدا به واسطهى آنان زمين را روشن ، و شياطين را از نواحى آن بيرون خواهد كرد و پس از آنكه عزيز بودند لباس ذلّت و خوارى بر تنشان خواهد نمود و بعد از آنكه نيرومند بودند ، آنها را به هلاكت خواهد رساند . بتها را ذليل كرده و پرستندگان آنها را - هر كجا كه باشند - خواهند كشت . پس از او [ يعنى پيامبر ( ٦ ) ] كسى از نسل تو
خواهد بود كه برادر و وزير اوست ، در سنّ از او كوچكتر و بر [ نابودى ] بتان توانمند است ،
در هيچ سخنى از او نافرمانى نميكند ، هيچ چيزى را از او پوشيده نميدارد و در هر امرى كه بر او رخ دهد با او مشورت خواهد كرد .
عبدالمطلب [ از آنچه در خواب ديده بود ] حيران شد . وى سيزده شمشير در كنار خود يافت ، آنها را برداشت و خواست [ اين خبر و يا شمشيرها را ] پخش كند كه گفت : چگونه چنين كنم و حال آنكه [ هنوز ] به آب نرسيدهام ؟ آنگاه دوباره مشغول حفر شد ، هنوز يك وجب نكنده بود كه شاخ و [ به دنبال آن ] سر آهويى نمايان شد . آن را بيرون آورد و مشاهده كرد كه بر آن نوشته شده : لا إله إلا الله محمد رسول الله على ولى الله فلان خليفة الله .
[ راوى گويد : ] از امام كاظم ( ٧ ) پرسيدم : اين فلان [ كه در اينجا آمده ] پيش از ايشان [ رسولخدا يا حضرت امير ( ٨ ) ] بود يا پس از ايشان ؟ فرمودند : او هنوز نه خود و نه علامتش نيامدهاند . . .
عبدالمطلب خواست حكم به بطلان اين رؤيا كه در چاه ديده بود كند و شمشيرها را به صورت الواحى براى كعبه در آورد ، كه خدا او را - كه در حجر بود - به خواب فرو برد . او همان مرد را دوباره ديد كه گفت : اى شيبة الحمد ( ١ ) ( ١ ) . يكى از اسامى جناب عبدالمطلب ( ٧ )
! شمشيرها را در جاى خود قرار ده . . . اين سيزده