فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢٩١
او به هنگام غفلت مردم ، مردن حق و آشكار شدن جور قيام ميكند . به خدا سوگند اگر قيام نكند گردنش زده ميشود . با خروج او اهل آسمان و ساكنان آن مسرور ميشوند . او مردى است كه پيشانياش بلند است و بينياش برجستگى دارد ، . . . بين دو ران او فاصله است ، در ران راست او خالى وجود دارد و دندانهايش از يكديگر فاصله دارند . او زمين را از عدالت پر ميكند ، همان سان كه از ستم و بيداد آكنده شده است . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز ر . ك به غيبت شيخ طوسى / ١١٥ ، العمدة / ٤٣٤ از الجمع بين الصحاح ، الطرائف ١ / ١٧٧ از همان كتاب ، الملاحم و الفتن / ١٤٤ و اثبات الهداة ٣ / ٥٠٥
نگارنده : اين صفت از طريق اهلبيت ( : ) نرسيده است ، و اين روايت كه از حضرت امير ( ٧ ) منقول است ، به راويانى غير شيعى منتهى ميشود . ما در بيان اوصافى كه از معصومين ( : ) نرسيده ، ميبايستى احتياط كنيم ، زيرا ممكن است آن را براى انطباق بر شخصى كه ادّعاى مهدويت كرده است ، جعل كرده باشند . البته در كمال الدين ٢ / ٦٥٣ از امام باقر ( ٧ ) وارد شده است : « رانهاى او عريض است » ، ولى عريض كه به معناى درشتى است ، چيزى غير از فاصلهدار بودن آنهاست و به شخصى كه دچار آن باشد افحج گويند . اين حالت حاكى از خللى در رانهاست كه در راه رفتن و ركوع و سجود تأثير ميگذارد .
دربارهى عمر گفتهاند كه وى افحج بوده است . طبرى در تفسير خود ٢ / ٧٩٤ مينويسد : « عمر نماز ميخواند و دو نفر يهودى پشت سر او بودند . هنگامى كه وى ميخواست ركوع كند ، به طور طبيعى قادر به انجام آن نبود . يكى از آن دو به ديگرى گفت : اين همان است ؟ وقتى عمر از نماز فارغ شد گفت : سخن شما را شنيدم . آن دو گفتند : ما در كتاب خود خواندهايم كه مردى آهنين خواهد آمد كه قدرت بر زنده كردن مردگان را - كه حزقيل به اذن خدا داشت - به او ميدهند . »
حال اين حالت فاصلهدار بودن يا همان فحج است ( ٢ ) ( ٢ ) . الفائق ١ / ٢٠٠
كه گذشت و يا چيزى شبيه به آن . ( ٣ ) ( ٣ ) . لسان العرب ١١ / ٣١٧
از آنجا كه اين حالت عيب به حساب ميآيد ، در معصوم ( ٧ ) نخواهد بود .