فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢٧٨
اين سخن گواهى ميدهد . آنگاه به عباس رو كرد و گفت : تو را به خدا قسم ميدهم ، آيا اين حديث را شنيدهاي ؟ او هم از ترس منصور پاسخ مثبت داد !
سپس منصور مردم را به بيعت با مهدى امر كرد . وقتى مجلس به پايان رسيد ، عباس بن محمد كه چنان شوكه بود كه گويا در آنجا حضور نداشت گفت : آيا اين زنديق را ديديد كه بر خداى عزوجل و رسولش دروغ بست و مرا نيز به گواهى گرفت ، من هم از ترس منصور شهادت دادم و همهى كسانى كه حضور داشتند مرا تكذيب كردند ؟ !
اين خبر به جعفر پسر منصور رسيد ، او هم مطيع را - كه خادم و بسيار نزديك به او بود -
از خود راند .
جعفر بسيار شوخ طبع بود ، وقتى شنيد مطيع چنين كارى كرده است ، خشمگين شد و بيعت با محمد برايش گران آمد ، پس عورت خود را بيرون آورد و سخن ركيكى گفت كه از نقل آن خوددارى ميكنيم . » ( ١ ) ( ١ ) . براى آگاهى بيشتر از زشت كرداريها و تحريفات آنها ر . ك به تاريخ طبرى ٦ / ٢٦٩ ، تاريخ يعقوبى ٢ / ٣٩٥ ، المعارف ابن قتيبه / ٣٧٩ ، البداية و النهاية ١٠ / ١١١ ، سمط النجوم / ١٠٩٤ ، شذرات الذهب ١ / ٢١٩ ، العبر ذهبى ١ / ٢٠٧ ، التحفة اللطيفة ٢ / ٢٦ و المنار المنيف / ١٤٩
و ليكن بعدها ديدند كه اين مهدى نه تنها قرار نيست ظلم و ستم را از زمين محو سازد ، بلكه با فسق و فجورى كه خود دارد آن را ميگستراند ! نه تنها بدون شمارش بخشش ميكند ، بلكه اموال مسلمين را مصادره كرده موجب فقر و بيچارگى آنان ميشود ! مينويسند :
« او ميگسار ، نينواز و خونريز بوده است و دخترى آوازه خوان و موسيقيدان از خود به جا ميگذارد كه عُلَيه عباسى نام دارد . » ( ٢ ) ( ٢ ) . خزانة الادب ١١ / ٢١٧
مهدى شيفتهى كبوتر بازى بود ، به همين خاطر راويان دربار به حديث نبوي : « شرط بندى تنها در تير اندازي ، شتر سوارى و اسب دوانى است » ، قسم چهارمى كه پرنده بازى باشد را افزودند و او هم به راوى آن كيسهاى طلا بخشيد ! ( ٣ ) ( ٣ ) . مجموعة الرسائل صافى ٢ / ٤٢٤
وى زورگو و خونريز بود و مردى را به خاطر نقل حديثى از اعمش به قتل رساند . ( ٤ ) ( ٤ ) . الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ٦ ) ١ / ٨٨
او در خواب ديد