فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢٧٦
نكنم ؟ - آن حضرت فرمودند : علم خدا گذشته است و امور به دست اوست ، و در فرزندان من همان خواهد شد . »
سليم / ٤٢٧ با سند خود از پيامبر ( ٦ ) روايت ميكند : « خداوند آخرت را براى ما اهلبيت برگزيد و دنيا را برايمان نپسنديد . سپس به ابن عباس رو كردند و فرمودند : سرآغاز نابودى بنياميه - و پس از آنكه ده نفر از آنها به حكومت ميرسند - بر دست فرزندان توست ، پس آنان از خدا بترسند و مراقب عترت و فرزندان من باشند .
چرا كه دنيا براى هيچ كسى پيش از ما و پس از ما بقا نداشته و نخواهد داشت . دولت ما آخرين دولتهاست . [ در آن روزگار ] هر روزى دو روز خواهد بود و هر سالى دوسال . آن كسى كه زمين را همان گونه كه از جور و ستم پر شده از عدل و داد ميآكند ، از ماست . »
منصور ادّعا كرد پسرش مهدى موعود است !
عباسيان به اين ادعا بسنده نكردند كه پرچمهاى خراسان را - كه براى يارى
امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) وعده داده شده - بيرقهاى انقلاب خود معرفى كنند ، و نيز به احاديث دروغينى كه جعل كردند و در آن چنين جلوه دادند كه رسول گرامي ( ٦ ) به عباس بشارت داده است كه حكومت تا زمان خروج دجال در ميان فرزندان اوست ، اكتفا نكردند !
بلكه منصور پس از آنكه محمد بن عبدالله - كه حسنيون مدّعى مهدويت او بودند - و برادرش ابراهيم را كشت ، بر آن شد تا پسرش محمد بن عبدالله را مهدى موعود معرفى كند !
ذهبى در تاريخ الاسلام ٩ / ٤٩ نقشهى منصور و اجبار برادرش عيسى را بر اينكه خود را از خلافت خلع كند ، چنين وصف ميكند : « سفاح به هنگام احتضار خلافت را به منصور و پس از وى به عيسى سپرد . منصور هم با ملاطفت و نرمى با برادرش سخن گفت تا او را به كناره گيرى از قدرت وادارد . عيسى در پاسخ گفت : سوگندها و پيمانهايى را كه بر گردن من و مسلمين است چه كنم ؟
وقتى منصور ديد برادرش از كناره گيرى امتناع ميكند ، از او روگردان شد . وى در مجالس مهدى را بر عيسى مقدم ميداشت . آنگاه بر آن شد تا در خانهى عيسى گودالى حفر كند كه