فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢٦٥
بنى حسن و محمد بن عبدالله بن حسن مثنّي
ظاهراً ادعاى مهدويّت در اواخر سدهى نخست هجري ، و پس از آنكه مسلمانان از سلطهى امويان به ستوه آمدند ، به موجى تبديل شد كه به دنبال آن احاديث نبوى پيرامون مظلوميت اهلبيت ( : ) و نيز بشارت به مهدى موعود ( ٧ ) انتشار يافت . و اين زمينهاى مناسب براى ادعاى مهدويت براى افرادى از بنى هاشم و بنى تيم بود . براى دو نفر ايشان ادعاى مهدويت كردهاند كه نام هر دو محمد و نام پدرشان عبدالله است . يكى محمد بن عبدالله بن حسن مثنّى است و ديگرى محمد بن عبدالله منصور معروف به مهدى عبّاسي . ياران هر يك تلاش كردند تا احاديث مهدى را بر همو منطبق كنند . از اين رو بود كه پيشتر ترجيح داديم عبارت « نام پدر او نام پدر من است » را براى مصلحت اينان افزودهاند !
بعدها عبّاسيان چنان پيش رفتند كه به جعل احاديثى پرداختند كه مهدى موعود را از فرزندان عباس معرفى ميكند ! البته عالمان سنى گواهى به كذب آن دادهاند ، مثل روايات ديگرى كه مهدى را از نسل عمر و يا بنياميه معرفى ميكند !
ادّعاى مهدويت گرچه براى مدّعيان وسوسه انگيز است ، ولى از آنجا كه در احاديث نبوى اوصاف آن حضرت به خوبى و وضوح بيان شده است ، - پس از آنكه مدعيان زمين را از عدالت مملو نساختند ، ثروتها را بدون شمارش ندادند و . . . - دست اين بازيگران به خوبى رو ميشود !
ظاهراً عبدالله بن حسن مثنّى زيركترين فردى بوده كه براى پسرش محمد ادّعاى مهدويّت كرده است . وى از زمان كودكى پسرش نقشهى خود را شروع كرده است ، لذا نام او را محمد گذاشت . آنگاه او را به گونهاى خاص تربيت كرد . او محمد را از مردم مخفى ميداشت و دربارهى او
افسانه سرايى ميكرد !
مقاتل الطالبيين / ٢٣٩ مينويسد : « عبدالله به حسن از زمان كودكى از مردم ميگريخت و به آنان نامه مينوشت و به سوى خود فرا ميخواند و مهدى ناميده ميشد . » !
تهذيب الكمال ٢٥ / ٤٦٧ مينويسد : « داود بن عبدالله جعفري ، از دراوردي ، از پسر برادر زهرى چنين نقل ميكند : « من و عبدالله بن حسن در مدينه نشسته بوديم و يكباره سخن از مهدى به ميان آورديم . عبدالله گفت : مهدى از فرزندان حسن بن على است . من گفتم :