فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢٥١
و رواياتى كه امام مهدي ( ٧ ) را از نسل حضرت امير و صديقهى طاهره ( ٨ ) معرفى ميكند كنار زدند ! آنان در صدد آن بودند كه عرصه را براى مهدى غير هاشمى خود مهيا سازند !
به دنبال آن شورش محمد بن عبدالله عتيبى در آغاز سدهى پانزدهم و در سال ١٤٠٠ هجرى رخ داد و با ادّعاى مهدويت او همراه بود . او چند روز بر حرم مكه سيطره داشت و وزارت او را برادر همسرش جهيمان عهدهدار بود . جهيمان مردم را به بيعت با شوهر خواهرش محمد بن عبدالله عتيبى فرا خواند ! اما اين مهدى كشته شد و حتى نتوانست اندكى عدالت را برقرار سازد !
بعد از او وهابيان براى شخص ديگرى كه اهل بريده بود مدّعى مهدويت شدند . او هم محمد بن عبدالله نام داشت و هنوز هم زنده است و شايد از قبيلهى هوازن باشد . آنان پنداشتند كه اوصاف مهدى در اوست ، لذا او را نزد مفتى بزرگ خود ابن باز بردند . او هم وى را آزمود و خوشايندش قرار گرفت و با كسانى كه او را مهدى ميانگاشتند موافقت كرد و صفات مهدى را بر او منطبق دانست !
سايتهاى وهابيان اين خبر را دو سال پيش از مرگ ابن باز منتشر كردند . بعدها خوانديم كه او را به چچن و افغانستان بردند تا اين حديث كه « مهدى از شرق خروج ميكند » بر او منطبق شود ! سپس او را در سرداب خود - كه ما را به گزاف بدان متّهم ميكنند - مخفى كردند !
گرچه آنان چنين پنداشتند ، اما صحيح آن است كه امام مهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) از مكه خروج ميكند و آغاز حركت ياران مشرقى ايشان - و نه ظهور - از سمت شرق است .
ظاهراً اصل اين زيادت ، از روايتى است كه به ابنمسعود نسبت ميدهند ، او ميگويد : « رسولخدا ( ٦ ) فرمود : اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد ، خدا آن روز را طولانى ميكند تا مردى از خاندانم را كه نامش مشابه نام من و نام پدرش هم نام پدر من است برانگيزد ، او زمين را پر از عدل و داد ميكند ، چنانكه پر از ظلم و بيداد شده است . » ( ١ ) ( ١ ) . ر . ك به الفتن ١ / ٣٦٧ ، المصنف ابن ابى شيبه ٨ / ٦٧٨ ، المعجم الاوسط ٢ / ١٣٥ ، سنن الدانى / ٩٤ ،
العلل المتناهية ٢ / ٨٥٦ و . . .
قابل توجه آنكه اين زيادت تنها در بعضى منابع دسته دو م و دسته سوم سنيان آمده است . احمد در ١ / ٣٧٦ دو روايت از زر بن حبيش از ابنمسعود نقل ميكند كه عبارت « نام پدرش نام پدر من است » در آنها نميباشد .