فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢٤٨
پيامبر ( ٦ ) فرمودند : مهدى از عترت من است ،
ولى آن را به امت تغيير دادند !
در حديثى كه نزد سنيان صحيح است و حافظ ابن منادى در الملاحم / ٤١ آورده است چنين آمده : « عبدالرزاق بن همام گويد : از سعيد بن مسيّب پرسيدم : آيا مهدى حق است ؟ گفت : حق است ، گفتم : از كدام قبيله است ؟ گفت : از قريش ، پرسيدم : از كدام تيره ؟ پاسخ داد : بنى هاشم ، سؤال كردم : از كدام بنى هاشم ؟ گفت : از بنى عبدالمطلب ، پرسيدم :
از كدام فرزندان عبدالمطلب ؟ جواب داد : از فرزندان فاطمه ، گفتم : از كدام فرزندان فاطمه ؟
جواب داد : همين اندازه برايت كافى است . » ( ١ ) ( ١ ) . فرائد فوائد الفكر / ٦٥ از قتاده ، الملاحم والفتن ابن طاووس / ١٦٤ از فتن زكريا ، ينابيع الموده ٣ / ٢٦٢ ،
و آقاى ميلانى در شرح منهاج الكرامة ١ / ٢٥٥ از شرح المواقف ٥ / ٣٤٢ و شرح المقاصد ٨ / ٢٣٢ آوردهاند .
علت كتمان حديث توسط ابن مسيّب اين بود كه از نظر حكومت ، مدح و ستايش اهلبيت ( : ) جرم محسوب ميشد و همين موجب هراس وى شده بود .
علت ديگر اينكه هويت امام مهدي ( ٧ ) در برخى روايات سنيان مبهم است آن است كه بعضى راويان براى فرار از خشم خليفه عبارت « عترت من » را به « امت من » تغيير دادند ! صحيح
ابن حبان ٨ / ١١ و مسند ابى يعلى ٢ / ٢٩١ از عبداللهبنعمر از پيامبر ( ٦ ) نقل ميكنند : « مردى از امتم خروج ميكند كه نامش شبيه نام من و اخلاقش همچون اخلاق من است . او زمين را پر از عدل و داد ميكند ، چنانكه از ستم و بيداد آكنده شده است . »
المعجم الكبير ١٠ / ١٦٨ از ابن عمر از آن حضرت : « اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد ، خدا مردى از امتم را برميانگيزد كه نامش شبيه نام من است . »
سنن الدانى / ١٠٠ نيز مشابه آن را از ابو سعيد خدرى آورده است و . . . لذا ميبايست در اين احاديث عترت را جايگزين امت نمود .
اين تحريف ، گاه از عبداللهبنعمر مشاهده ميشود ، گاه عبداللهبنعمرو عاص و برخى اوقات به عبدالله بن مسعود نسبت داده ميشود . حتى گاهى به ابو سعيد خدرى - كه جرأت و شهامتش معروف است به نحوى كه حاضر به بيعت با يزيد نشد و لذا جلّادان او در واقعه حرّه ريشهاى او