فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢١٨
او حجت بن الحسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على فرزند من است . اوست كه مدتى طولانى غائب ميشود ، سپس ظهور نموده و زمين را از عدل و داد
پر ميكند ، همان طورى كه از ظلم و جور پر شده است . »
امام زين العابدين ( ٧ ) :
گويا صاحب شما را ميبينم كه بر فراز نجفتان بر آمده است
گويا صاحب شما را ميبينم كه بر فراز نجفتان بر آمده است
شيخ مفيد ( رحمه الله ) در امالى / ٤٥ از ابو خالد كابلى روايت ميكند : « امام سجاد ( ٧ ) به من فرمودند : اى ابا خالد ! قطعاً فتنههايى به مانند پارههاى شبِ تاريك رخ خواهد داد كه تنها كسانى كه خداوند ميثاقشان را گرفته است از آن نجات مييابند ، آنان چراغهاى هدايت و چشمههاى دانش هستند كه خدا از هر فتنهى تاريكى آنان را رهايى ميبخشد .
گويا صاحب شما را ميبينم كه بر فراز شهر نجفتان - پشت كوفه - در ميان سيصد و بيش از ده مرد بر آمده است ، جبرئيل در سمت راست او ، ميكائيل سمت چپ و اسرافيل جلوى او هستند . او پرچم رسولخدا ( ٦ ) را به همراه دارد و آن را گشوده است ، آن را بر هيچ گروهى فرود نميآورد مگر آنكه خداوند عزيز و جليل آنان را هلاك ميگرداند . »
هفتمين امام از فرزندان امام باقر ( ٧ )
كفاية الاثر / ٢٩٧ از زيد بن على نقل ميكند : « نزد پدرم على بن الحسين ( ٨ ) بودم كه جابر بن عبدالله انصارى وارد شد . در حالى كه با پدرم سخن ميگفت ، برادرم محمد از يكى از اتاقها بيرون آمد . جابر به او چشم دوخت ، سپس برخاست و گفت : اى پسر ! پيش بيا و او هم آمد ، آنگاه گفت : برگرد و او برگشت ، جابر گفت : شمائلى مانند شمائل رسولخدا ( ٦ ) .
اى پسر ! نامت چيست ؟ فرمود : محمد ، جابر پرسيد : پسر كيستي ؟ ايشان فرمودند : پسر
على بن الحسين بن على بن ابى طالب ، جابر گفت : پس تو باقري .
در اين هنگام بر روى دست و پاى ايشان افتاد و سر و دست او را بوسيد و گفت : اى محمد ! رسولخدا ( ٦ ) بر تو سلام فرستاد . ايشان فرمودند : بهترين سلام بر رسولخدا و بر تو - اى جابر ! -