فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٩٠
[ و غيبتش ] محقّق است ، محو كند ، هر آينه حق را آشكارا و با زيباترين زينت و روشنترين دلالت و واضحترين علامت ، به ايشان بنماياند و خود را ظاهر سازد و حجت او را بر پا دارد .
و ليكن مقدّرات خدا مغلوب نميگردد و ارادهى او مردود نميشود و بر توفيق او نميتوان سبقت جست .
پس مردم پيروى از هوى را كنار بگذارند و بر اصل خود كه بر آن بودند بمانند ، و دربارهى آنچه خدا از ايشان مخفى داشته ، جستجو نكنند كه گناه كردهاند ، و ستر الهى را كنار نزنند كه پشيمان گردند ، و بدانند حق با ما و در ميان ماست ، كسى غير از ما اين را نميگويد جز كذّابى كه افترا بندد ، و جز ما كسى آن را ادعا نميكند مگر ضالّ گمراه ، پس بايد كه از ما به اين جمله اكتفا كنند و در صدد تفسير آن نباشند و به كنايهى آن بدون تصريح قناعت نمايند ، إن شاء الله . » ( ١ ) ( ١ ) . و نيز الخرائج و الجرائح ٣ / ١١٠٩ به طور مختصر و . . .
فتنهى موعود شام پيش از ظهور
المصنف عبدالرزاق ١١ / ٣٦١ از ابن مسيب ميآورد : « فتنهاى در شام خواهد بود كه آغاز آن به بازى كودكان ميماند . از يك سمت شعلهور ميشود و از جانب ديگر فروكش ميكند . به پايان نميرسد تا آنكه منادى ندا دهد : امير فلانى است .
راوى گويد : ابن مسيب دستانش را بر هم زد و گفت : او حقّاً امير شماست ، او حقّاً
امير شماست . » ( ٢ ) ( ٢ ) . و نيز الفتن ١ / ٣٣٧
مشابه آن را ابنحماد ١ / ٣٣٨ نقل ميكند و در آن چنين آمده است : « . . . آنان هيچ اجتماع و اتحادى نخواهند داشت تا آنكه منادى از آسمان ندا كند : از فلانى پيروى كنيد ، و دستى آشكار ميشود و اشاره ميكند .
. . . مغيرة بن عبدالرحمان از مادرش - كه پير بود - دربارهى فتنهى عبدالله بن زبير [ كه لشكرى از شام براى سركوب آن آمده بود ] پرسيد : آيا مردم در اين فتنه هلاك ميشوند ؟ گفت : هرگز ، فرزندم ! اما بعد از آن فتنهاى است كه مردم در آن هلاك ميشوند و كارشان ثبات نمييابد ،
تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد : از فلانى پيروى كنيد . »