فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٧٢
ابن اشعث ، همان عبدالرحمان بن محمد بن اشعث بن قيس كندى است . اشعث در زمان امير مؤمنان ( ٧ ) سركردهى منافقان بود ، تاريخ زندگى او پر است از نيرنگ و نفاق .
وى در قالب هيئتى از كنده نزد پيامبر ( ٦ ) آمد و اظهار اسلام نمود . چندى نگذشت كه به همراه بنى وليعه مرتد شد و پس از مدتى به اسارت مسلمين در آمد . اشعث از مسلمانان درخواست نمود تا او را به نزد ابوبكر ببرند ، وى نيز او را آزاد كرد و گرامى داشت و خواهرش را به ازدواج او در آورد ! ابوبكر بعدها از اينكه او را به قتل نرساند ، پشيمان شد !
يعقوبى در تاريخ خود ٢ / ١٣٧ روايت ميكند : « ابوبكر ، در آن بيمارى كه منجر به فوتش شد ، حسرت ميخورد و آرزو ميكرد كه اى كاش برخى از كارها را انجام نداده بود ، و از جملهى آنها يورش به خانهى حضرت فاطمه زهرا ( ٣ ) بود ، او همچنين آرزو ميكرد كه اى كاش برخى كارها را انجام داده بود و ميگفت : اى كاش ميگذاشتم گردن اشعث بن قيس را بزنند ، زيرا چنين گمان دارم كه او با هيچ شرّ و بدى مواجه نميشود ، مگر آنكه در راستاى آن تلاش ميكند . » !
دشمنى اشعث با امير المؤمنين ( ٧ ) از دشمنى عبدالله بن ابى بن سلول با رسولخدا ( ٦ ) بدتر بود . امام صادق ( ٧ ) ميفرمايند : « اشعث بن قيس ، در خون امير المؤمنين ( ٧ ) شركت جست ، دخترش جعده ، امام حسن ( ٧ ) را مسموم كرد و محمد پسرش ، در خون امام حسين ( ٧ )
شركت كرد . » ( ١ ) ( ١ ) . كافى ٨ / ١٦٧
اشعث مزدور معاويه بود و پس از هلاكتش ، پسر و نوهاش محمد و عبدالرحمان ، به ترتيب به جاى او رياست قبيلهى كنده را بر عهده گرفتند . اين دو ، با معاويه و سپس با يزيد بودند . بعدها عبدالرحمان در بصره و جنوب ايران بر ضد مروانيان شوريد و جنگى طولانى ميان او با آنها در گرفت كه در نهايت ، عبد الملك بن مروان وى را به قتل رساند .
بنابراين شورش او از لحاظ مكانى و زمانى محدود است و نميتواند فتنهاى براى تمام امت به شمار آيد ، و ليكن راوى روايت فتنههاى پنجگانه را تحريف كرده و حركت وى را پنجمين فتنهى