فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٥٦
ابو موسى در پاسخ گفت : راست گفتي ، پدر و مادرم فدايت ، ولى با شخصى امين مشورت كرديد ، از رسولخدا ( ٦ ) شنيدم كه ميفرمود : فتنهاى خواهد بود كه در آن ، نشسته بهتر از ايستاده است و ايستاده بهتر از راه رونده و راه رونده بهتر از سواره .
در اين هنگام ، عمار كه از اين سخن ناراحت شده بود ، غضب كرد و ايستاد و گفت :
اى مردم ! پيامبر ( ٦ ) به ابو موسى تنها اين را فرمود : [ فتنهاى خواهد بود كه ] اگر تو در آن بنشينى بهتر از آن است كه ايستاده باشي . »
در تاريخ مدينة دمشق ٣٢ / ٩٣ ميآورد كه عمار با او چنين مواجه شد كه تو از زمرهى افراد ليلة العقبة ( ١ ) ( ١ ) . شبى كه تعدادى از منافقان صحابه در صدد كشتن رسولخدا ( ٦ ) بر آمدند و خواستند وقتى شتر ايشان از فراز گردنهاى كه در كوه بود عبور ميكند ، آن را رم دهند تا حضرت را به درّه بيندازند . م
هستى كه توطئه كردند پيامبر ( ٦ ) را به قتل برسانند ، وى چنين مينگارد : « ابو موسى آمد و گفت : مرا با تو چه كار ، آيا برادر تو نيستم ؟ عمار گفت : نميدانم ، تنها اين را ميدانم كه از پيامبر ( ٦ ) شنيدم كه ليلة الجبل تو را لعنت ميكرد ! ابو موسى گفت : ايشان براى من طلب آمرزش كرده است . عمار پاسخ داد : شاهد لعنت بودم ولى طلب آمرزش را ، نه . »
اهلسنت اين روايت را به خاطر محمد بن على بن خلف العطار ضعيف ميشمارند ، و ليكن خطيب او را توثيق كرده است .
ابو موسى يكى از صحابه است و چند تن از صحابه شهادت ميدهند كه وى يكى از روايات فتنه را تحريف نموده است . حضرت امير ( ٧ ) هم او را از امارت كوفه عزل فرمود و سامرى ناميد ، شباهت او به سامرى آن است كه ابو موسى ميگفت : « لا قتال » يعنى جنگ نكنيد ، و سامرى ميگفت : « لا مساس » يعنى به من دست نزنيد .
ابو موسي ، خود نيز اعتراف ميكند كه پيامبر ( ٦ ) او را گمراه كننده معرفى كردند ،
مناقب آل ابى طالب ( ٧ ) ٢ / ٣٦٣ از ابن مردويه از سويد بن غفله روايت ميكند : « با ابو موسى در كنار فرات بوديم ، او گفت : از پيامبر ( ٦ ) شنيدم كه ميفرمود : بنياسرائيل با هم اختلاف كردند و اين اختلاف تا آنجا ادامه داشت كه آنها دو حَكم گمراه كه پيروانشان نيز گمراهند ، گماردند ، شما نيز پيوسته در اختلافيد تا آنجا كه دو تن را حَكم قرار ميدهيد كه هم خود