فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢٦
و [ چون كندن سد به پايان ميرسد ] به مردم هجوم برده و آبها را خشك ميكنند . مردم از آنها به دژهايشان پناه ميبرند . يأجوج و مأجوج تيرهاى خود را به سوى آسمان پرتاب ميكنند و آن تيرها چنان بر ميگردد كه گويا به خون آغشته است .
آنها ميگويند : بر اهل زمين چيره شديم و بر آسمانيان پيروز گشتيم . آنگاه خدا در پشت گردنشان كِرمى ميفرستد و بدين وسيله آنها را نابود ميكند .
در اين هنگام رسولخدا ( ٦ ) گفتند : سوگند به كسى كه جان محمد در دست اوست ، جنبندگان زمين از گوشت و خون آنان فربه مى شوند . » ! ( ١ ) ( ١ ) . مشابه آن در سنن ابن ماجه ٢ / ١٣٦٤ و ترمذى ٥ / ٣١٣ - وى آن را حديثى حسن ميشمارد - .
طبرى در تفسيرش ١٧ / ٧١ روايتى طولانى از كعبالاحبار ميآورد و در آن آمده است : « چنان حفر ميكنند كه كسانى كه در نزديكى [ منطقهى ] آنها هستند ، صداى كوبيدن تبرشان را ميشنوند . وقتى شب فرا ميرسد ، ميگويند فردا برميگرديم و [ چنان حفر ميكنيم كه ] خارج شويم . پس خداوند سد را به همان شكلى كه بوده برميگرداند و چون فردا باز ميگردند ميبينند خدا آن را به حالت سابق بر گردانده است .
پس ميكنند به طورى كه كسانى كه در نزديكى آنها هستند ، صداى كوبيدن تبرشان را ميشنوند . وقتى شب شد ، خدا بر زبان مردى از آنان جارى ميكند كه بگويد : فردا ميآييم و إن شاء الله خارج ميشويم .
آنان فردا ميآيند و ميبينند سد همان طوريست كه رها كرده بودند . پس حفر ميكنند و بيرون ميروند . گروه نخست آنها از درياچه ميگذرند و آب آن را مينوشند ، آنگاه دسته دوم ميگذرند و گِل درياچه را ميليسند ، سپس گروه سوم ميگذرند و ميگويند : اينجا زمانى آب بوده است !
مردم از آنها ميگريزند و هيچ چيزى توان ايستادگى در مقابل آنان را ندارد . عيسى بن مريم آنها را نفرين ميكند و ميگويد : خدايا ! در برابر اينان توان و قدرتى نداريم ، پس هر طورى كه ميخواهى شرّ آنها را از سر ما كوتاه كن .
آنگاه خداوند نوعى كِرم را بر آنان مسلّط مينمايد كه گردنشان را خرد ميكند و پرندگانى را ميفرستد كه با منقارشان آنها را ميگيرند و به دريا مياندازند . خداوند چشمهاى را كه بدان