فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢٢٥
نيست كه امام ( ٧ ) به او فرمان دهند كه پارهاى از مسائل را پاسخ دهد . البته اين مطلب چيزى از اهميت آن نميكاهد به خصوص آنكه بلاغت آن از سنخ سخنان امامان ( : ) است . حال اگر به املاء جناب حسين بن روح باشد ، وى با تقواتر از آن است كه در دين مطلبى بگويد كه لفظ يا معناى آن را از امامش نشنيده باشد . پيشتر نيز از علل الشرائع ١ / ٢٤١ ماجرايى مفصل گذشت كه در انتهاى آن آمده بود : « محمد بن ابراهيم بن اسحاق - كه خدا از او رضا باشد - گويد : فرداى آن روز نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح آمدم و با خود گفتم : آيا آنچه ديروز براى ما گفت ، از پيش خود بود ؟ ايشان خود ابتدا به سخن كرده فرمودند : اى محمد بن ابراهيم ! اگر از آسمان فرو افتم و پرندگان مرا بربايند ، يا آنكه باد مرا در مكانى دور بيافكند ، برايم بهتر از آن است كه در دين خدا - كه ذكرش بلند است - به رأى خود سخن گويم ، آن مطلب از جانب اصل بود و از حجت ( ٧ ) شنيده شده بود . »
نگارنده : اين جريان ، از بلنداى مقام ايشان حكايت ميكند ، و اينكه مطلب درونى شخص را دانست ، و سفيران امام ( ٧ ) از روى علم و يقين سخن ميرانند و نه ظن و اجتهاد .
زيارتى براى تمام معصومان ( : ) از جمله امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف )
مصباح المتهجد / ٣٥٧ از عبد الله بن محمد بن عابد نقل ميكند : « از مولايم امامعسكري ( ٧ ) در منزل ايشان در سامرا به سال ٢٥٥ درخواست كردم تا درودنامهاى بر پيامبر و جانشينانش ( : ) را بر من املاء كنند ، و با خود برگههاى بسيارى آورده بودم ، ايشان بدون آنكه از كتابى بگويند فرمودند :
. . . اللّهمّ صلِّ على وليِّك وابنِ أوليائِك الذين فرضتَ طاعتَهم ، وأوجبتَ حقَّهم وأذهبتَ عنهم الرجسَ وطهَّرتَهم تطهيراً .
اللّهمّ انصُره وانتَصِر به لدينِك ، وانصُر به أولياءَك وأولياءَه وشيعتَه وأنصارَه واجعلنا منهم .
اللّهمّ أعِذه مِن شرِّ كلِّ باغٍ وطاغٍ ومِن شرِّ جميعِ خلقِك ، واحفَظه مِن بينِ يديه ومِن خلفِه ، وعن يمينِه وعن شمالِه ، واحرُسه وامنَعه أن يُوصَلَ إليه بسوءٍ ، واحفَظ فيه رسولَك وآلَ رسولِك ، وأَظهِر به العدلَ وأيِّده بالنصرِ ، وانصُر ناصريه واخذُل خاذليه ، واقصِم به جبابرةَ الكفرِ واقتُل به الكفّارَ والمنافقين وجميعَ