فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢٠١
گفتم : به ابو اسماعيل بگو : مرازم [ بر در خانه ] است ، او هم آمد ، به دو گفتم : جعفر بن محمد به تو ميفرمايد : اى كافر ! اى فاسق ! اى مشرك ! من از تو بيزارم . او گفت : آقاى من مرا ياد كرد ؟ گفتم : آري ، تو را چنين ياد فرمود ، گفت : خدا به تو پاداش نيك دهد و با تو نيك رفتار كند ، و براى من دعا كرد !
باور ( ١ ) ( ١ ) . به نظر ميرسد از اينجا به بعد كلام شيخ كشي ( رحمه الله ) باشد . م
بشار همان باور علياويه است ، ميگويند : حضرت علي ( ٧ ) [ على رغم ربوبيت ، از آسمان ] گريخت و به صورت علوى هاشمى ظاهر شد ، و محمد را به عنوان ولى و رسول خود آشكار ساخت !
اينان در چهار نفر با پيروان ابو الخطاب مشتركند : علي ، فاطمه ، حسن و حسين ( : ) . اينان معتقدند حقيقت ، شخص علي ( ٧ ) است زيرا نخستِ اين چهار تن در امت بوده ،
و فاطمه ، حسن و حسين ( : ) حقيقتى ديگر نيستند !
حضرت محمد ( ٦ ) را انكار ميكنند و او را عبد على ميدانند ! براى محمد جايگاهى قائلند كه مخمسه براى سلمان ميدانند و او را رسول محمد ( ٦ ) ميشمارند ! اينان در اباحى گري ، تعطيل و تناسخ به مانند آنهايند . »
همان ٢ / ٧٧٥ از عثمان بن عيسى كلابى نقل ميكند : « از محمد بن بشير شنيدم : ظاهر از انسان آدم است و باطن ازلى است ! . . . وى پسرش سميع بن محمد را وصى قرار داد ، پس او امام است و هركه سميع به دو وصيت كند امام و لازم الاطاعة است تا آن زمان كه موسى بن جعفر ( ٧ ) بيايد ! . . . پنداشتند واجب الهى نمازهاى پنج گانه و روزهى رمضان است ،
و زكات ، حج و ديگر فرائض را منكر شدند . آنان ازدواج با محارم و . . . را جايز ميدانند !
به تناسخ اعتقاد دارند . . .
اين فرقه ، مخمسه ، علياويه و اصحاب ابو الخطاب ميانگارند هركسى خود را به آل محمد منتسب داند ، دروغگو و افترازن است و در زمرهى كسانى است كه خدا دربارهشان فرموده : وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ