فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٩٣
بدين ترتيب شلمغانى به سفارت حسين بن روح ( رحمه الله ) اعتراف ميكند ، لكن ايشان را به جهت آنكه به سفارت وى اذعان ندارد ، ظالم ميداند !
شلمغانى در منابع تاريخي
ابن اثير در تاريخ خود ٨ / ٢٩٠ مينويسد : « قتل شلمغانى و بيان اعتقاد او ؛ در اين سال
ابو جعفر محمد بن على شلمغانى معروف به ابن ابى عزاقر به قتل رسيد . شلمغان منطقهاى است در واسط . سبب آن بود كه وى باورى غلو آميز در تشيع بنيان نهاد ، و به تناسخ و حلول خدا در خود اعتقاد داشت ، علاوه بر امورى ديگر .
كسى كه باورهاى اينچنينى او را آشكار كرد ، ابو القاسم حسين بن روح - كه شيعيان او را باب مينامند - در وزارت حامد بن عباس بود . وى در دوران سومين وزارت ابو الحسن بن فرات با پسر او محسن رفاقت كرد . در وزارت خاقانى در جستجوى او برآمدند ، ولى او خود را مخفى كرد و به موصل گريخت و چند سال نزد ناصر الدوله حسن بن عبد الله بن حمدان - در حيات پدرش عبد الله بن حمدان - ماند . از آنجا هم به بغداد رفت و خود را پنهان نمود . در بغداد آشكار شد كه وى ادعاى ربوبيت دارد ، و گفته شده كه حسين بن قاسم بن
عبد الله بن سليمان بن وهب - كه برههاى وزير مقتدر بوده - ، ابو جعفر و ابو على دو پسر بسطام ، ابراهيم بن محمد بن ابى عون ، ابن شبيب زيات و احمد بن محمد بن عبدوس ، از او پيروى كرده و دربارهاش همين اعتقاد را داشتند و اين مطلب از آنان بروز كرده است . در ايامى كه ابن مقله وزير مقتدر بود ، در طلب آنان برآمدند ولى دست نيافتند .
در شوال سال ٣٢٢ شلمغانى آشكار شد و ابن مقلهى وزير او را دستگير كرد ، به زندان انداخت و بر خانهاش هجوم آورد . درون خانه نامهها و كتابهايى از كسانى كه ادعا ميشد با او هم اعتقادند ، و او را چنان خطاب كرده بودند كه بشرى بشرى ديگر را خطاب نميكند ، يافت شد . در آنها دست خطّ حسين بن قاسم هم يافت شد ، دست خطها را عرضه كردند و مردم آنها را شناختند . آنها را نزد شلمغانى بردند ، او هم اقرار كرد كه دست خط همينان است ، ولى اعتقاد خود را منكر شد ، اظهار اسلام كرد و از آنچه در موردش گويند ، بيزارى جست !