فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٩٠
حسادت شلمغانى نسبت به جناب حسين بن روح ( رحمه الله )
انحراف شلمغانى از زمانى آغاز شد كه حسين بن روح پيش از آنكه به زندان افتد ، خود را از دستگاه حاكم مخفى نموده بود . در اين برهه بود كه وى واسطهى ميان حسين بن روح و مردم بود ، به دو مراجعه ميكردند ، او نامههاى مردم را ميگرفت و به ايشان ميسپرد . هنگامى كه وى در مسير انحراف گام نهاد ، ايشان او را كنار گذاردند و عالم ثقه جناب ابو على بن همام را
جايگزين او نمودند .
غيبت شيخ طوسى / ٣٠٢ از ابوعبد الله احمد بن محمد بن عياش از ابو غالب زراري ( رحمه الله ) روايت ميكند : « در يكى از سفرهايم ، در جوانى از كوفه خارج شدم و مردى از برادرانمان - ابن عياش نام او را فراموش كرده - نيز با من همراه بود ، و اين در زمان شيخ ابو القاسم حسين بن روح ( رحمه الله ) ، استتار ايشان ، و گماردن ابو جعفر محمد بن على معروف به شلمغانى توسّط ايشان بود . شلمغانى در راه مستقيم بود و كفر و الحادى از او بروز نكرده بود . به جهت آنكه او نمايندهى جناب حسين بن روح در ميان مردم بود ، آنان در حاجات و امور مهم خود نزد او ميآمدند و با او ديدار ميكردند .
مردى كه همراه من بود گفت : آيا ميخواهى با ابو جعفر ديدار كني ؟ امروز او براى شيعيان گمارده شده ، من كه ميخواهم از او درخواست كنم دعايى به ناحيه بنويسد ، من هم پاسخ مثبت دادم .
بر او وارد شديم و تعدادى از شيعيان هم حضور داشتند ، سلام كرديم و نشستيم . او به رفيقم رو كرد و گفت : اين جوان كه همراه توست كيست ؟ او گفت : مردى از خاندان زرارة بن اعين ، به من رو كرد و گفت : از كدام تيره ؟ گفتم : آقاى من ! من از نسل بكير بن اعين برادر زراره هستم ، گفت : خاندانى با جلالت و عظيم القدر در اين امر [ تشيع ] .
رفيقم گفت : آقاى ما ! ميخواهم دعايى برايم مكاتبه كنيد ، او هم پذيرفت . هنگامى كه اين را شنيدم با خود گفتم : من نيز امرى را كه براى هيچ كس از خلق خدا اظهار نكرده بودم - يعنى در مورد همسرم مادر ابو العباس پسرم ، او با من بسيار مخالفت ميكرد و خشمگين ميشد ، البته وى را دوست ميداشتم - ، در نظر گرفته و از او ميخواهم در مورد امرى مهم