فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٧
٤ . بر رسولخدا ( ٦ ) دروغ بسته ، گفتند كه ايشان مكان خروج دابه را براى بريدهى اسلمى مشخص كرده است .
احمد در مسند ٥ / ٣٥٧ از بريده روايت ميكند : « پيامبر ( ٦ ) مرا به نقطهاى در صحراى نزديك مكه بردند ، زمينى خشك به چشم خورد كه اطراف آن پر از ماسه بود ، آن حضرت فرمود :
دابه از اينجا بيرون ميآيد ، [ پس بدانجا نگاه كردم و ديدم ] به اندازهى فاصلهى دو انگشت ابهام و سبابه ، در يك وجب است . » ! ( ١ ) ( ١ ) . و نيز سنن ابن ماجه ٢ / ١٣٥٢ . سيوطى در الدرالمنثور ٥ / ١١٧ مينگارد : بخارى در تاريخ خود ، ابن ماجه و
ابن مردويه آن را روايت كردهاند .
و ليكن عبداللهبنعمرو عاص ، همان كه صاحب آن دو بار شتر است ، بر اين باور است كه دابه از صفا خارج ميشود ، طبرى در تفسير خود ٢٠ / ١٠ از او نقل ميكند :
« اگر بخواهم اين دو كفش را به پا ميكنم و همين طورى كه نشستهام گامى بر نميدارم تا آنكه بر سنگهايى كه دابه از ميان آنها بيرون ميآيد پا بگذارم ، گويا او را ميبينم كه در پى سوارههايى از حاجيان بيرون آمده است . من هيچ حجى را به جا نياوردم ، مگر آنكه بيم آن داشتم كه
به دنبال ما در آيد . » !
ابنحماد در الفتن ٢ / ٦٦٢ و ما بعد آن از عطاء نقل ميكند : « عبداللهبنعمرو عاص را كه خانهاش نزديك صفا بود ديدم ، او در حالى كه ايستاده بود پاى خود را برداشت و گفت : اگر بخواهم پايم را [ بر زمين ] نميگذارم مگر آنكه بر مكانى قرار ميدهم كه دابه از آن
خارج ميشود . »
سپس وى مكان خروج دابه را كمى از صفا دور كرد و پنداشت كه از درهى اجياد [ منطقهاى نزديك صفا ] بيرون ميآيد ! ( ٢ ) ( ٢ ) . الفتن و نيز المصنف ابن ابى شيبه ٨ / ٦١٩ ، ابوهريره هم در اين مطلب با عبداللهبنعمرو موافقت كرده است ، ر . ك به الدرالمنثور ٥ / ١١٧
هم رديف او عبداللهبنعمر هم در اينكه دابه از صفا خارج ميشود با او موافقت كرده است ، ولى ميگويد دابه با مردم تكلم نميكند ! بلكه در حج بر آنان مهر ميزند و مأموريت خود را به پايان ميرساند ، پس پاى خود را از مكه بر ميدارد و اولين قدم را در انطاكيه